subset

[ایالات متحده]/'sʌbset/
[بریتانیا]/'sʌbsɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از عناصر که بخشی از یک مجموعه بزرگ‌تر است.

عبارات و ترکیب‌ها

proper subset

زیر مجموعه مناسب

subset relation

رابطه زیر مجموعه

strict subset

زیر مجموعه دقیق

data subset

زیر مجموعه داده

جملات نمونه

Description logic is a formal language for representing knowledge and it is a decidable subset of first-order logic.

منطق توصیفی یک زبان رسمی برای نمایش دانش است و زیرمجموعه قابل تصمیم گیری از منطق مرتبه اول است.

Baseline bloods for cortisol and adrenocorticotropic hormone leels were collected and in a subset of infants a metyrapone test performed.

نمونه‌گیری خون پایه برای کورتیزول و هورمون محرک آدرنال جمع‌آوری شد و در زیرمجموعه‌ای از نوزادان، تست متيراپون انجام شد.

Serum anti-MSHA piliated strain antibody and peripheral blood T lymphocyte subsets were measured in 18 of the patients.

غلظت آنتی‌بادی ضد سویه پي‌دار شده MSHA و زیرگروه‌های لنفوسیت‌های T در خون محیطی در 18 بیمار اندازه‌گیری شد.

Objective To observe the T cell subsets variation within gut mucosa-associated tissues and mucosal immune response induced by Toxoplasma gondii tachyzoite in BALB/c mice.

هدف مشاهده تغییرات در زیرگروه‌های سلول‌های T در بافت‌های مرتبط با مخاط روده و پاسخ ایمنی مخاطی ناشی از تاخی‌زوییت Toxoplasma gondii در موش‌های BALB/c.

A subset of the population is more vulnerable to the virus.

زیرمجموعه‌ای از جمعیت بیشتر در برابر ویروس آسیب‌پذیر هستند.

This book is just a subset of the author's complete works.

این کتاب تنها زیرمجموعه‌ای از آثار کامل نویسنده است.

The red cars are a subset of the vehicles in the parking lot.

ماشین‌های قرمز زیرمجموعه‌ای از وسایل نقلیه در پارکینگ هستند.

In mathematics, a subset is a set that is entirely contained within another set.

در ریاضیات، زیرمجموعه مجموعه‌ای است که به طور کامل در مجموعه دیگری قرار دارد.

A subset of the team will be attending the conference next week.

زیرمجموعه‌ای از تیم در هفته آینده در کنفرانس شرکت خواهند کرد.

The museum features only a subset of the artist's paintings.

موزه تنها زیرمجموعه‌ای از نقاشی‌های هنرمند را به نمایش می‌گذارد.

A subset of the data was used for the analysis.

زیرمجموعه‌ای از داده‌ها برای تجزیه و تحلیل استفاده شد.

The study focused on a subset of the population living in urban areas.

مطالعه بر روی زیرمجموعه‌ای از جمعیت ساکن در مناطق شهری متمرکز بود.

This course covers only a subset of the topics in the field of psychology.

این دوره فقط زیرمجموعه‌ای از موضوعات در زمینه روانشناسی را پوشش می‌دهد.

The committee will be selecting a subset of the proposals for further review.

کمیته زیرمجموعه‌ای از پروپوزال‌ها را برای بررسی بیشتر انتخاب خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید