subcastes

[ایالات متحده]/ˈsʌbkɑːsts/
[بریتانیا]/ˈsʌbkæsts/

ترجمه

n. جمع subcaste؛ زیرگروه‌های یک گروه در کلونی حشرات اجتماعی

عبارات و ترکیب‌ها

subcaste discrimination

تمایز نژادی فرعی

subcaste hierarchy

سلسله مراتب نژادی فرعی

subcaste system

سیستم نژادی فرعی

subcaste identity

هویت نژادی فرعی

subcaste groups

گروه‌های نژادی فرعی

subcaste tensions

تنش‌های نژادی فرعی

subcaste boundaries

مرزهای نژادی فرعی

subcaste politics

سیاست‌های نژادی فرعی

subcaste reforms

اصلاحات نژادی فرعی

subcaste mobility

قابله‌ی حرکت نژادی فرعی

جملات نمونه

the indian caste system consists of numerous subcastes that maintain distinct social identities.

سیستم قومیت هند از تعداد زیادی زیر قومیت تشکیل شده است که هویت اجتماعی متمایزی دارند.

social subcastes often determine marriage alliances within traditional communities.

زیر قومیت های اجتماعی معمولاً تحولات ازدواج در جوامع سنتی را تعیین می کنند.

many religious subcastes have preserved their unique rituals for generations.

بیشتر زیر قومیت های دینی طی چند نسل آیین های منحصر به فرد خود را حفظ کرده اند.

the hierarchical subcastes reflect complex systems of purity and pollution.

زیر قومیت های سلسله مراتبی سیستم های پیچیده ای از پاکی و آلودگی را منعکس می کنند.

occupational subcastes emerged from traditional trades and hereditary professions.

زیر قومیت های حرفه ای از تجارت های سنتی و حرفه های وارثی ظهور کردند.

endogamous subcastes strictly practice marriage within their own group.

زیر قومیت های نژادپروری در گروه خودشان ازدواج را به صورت سختگیرانه انجام می دهند.

regional subcastes vary significantly across different states in india.

زیر قومیت های منطقه ای در سراسر ایالت های مختلف هند به طور قابل توجهی متفاوت است.

brahminical subcastes maintain strict dietary and ceremonial standards.

زیر قومیت های برمینی سیستم های غذایی و آیینی سختگیرانه را حفظ می کنند.

discrimination against subcastes remains a social challenge in modern india.

تضعیف زیر قومیت ها هنوز یک چالش اجتماعی در هند مدرن است.

the fluidity of subcastes has increased with urbanization and education.

مobilیت زیر قومیت ها با شهرنشینی و آموزش افزایش یافته است.

political mobilization of subcastes has reshaped electoral politics.

مobilیت سیاسی زیر قومیت ها سیاست های انتخاباتی را تغییر داده است.

lower subcastes have historically faced systemic social exclusion.

زیر قومیت های پایین تاریخی دارند که با انحصار اجتماعی سیستمی مواجه شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید