subdirectories

[ایالات متحده]/ˌsʌb.dɪˈrɛk.təri/
[بریتانیا]/ˌsʌb.dɪˈrɛk.tɔːr.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دایرکتوری درون دایرکتوری دیگر؛ زیرمجموعه‌ای از دایرکتوری در یک سیستم فایل کامپیوتر.

عبارات و ترکیب‌ها

subdirectory path

مسیر زیرمحل

subdirectory structure

ساختار زیرمحل

create subdirectory

ایجاد زیرمحل

subdirectory listing

لیستینگ زیرمحل

subdirectory name

نام زیرمحل

subdirectory access

دسترسی به زیرمحل

subdirectory permissions

مجوزهای زیرمحل

move to subdirectory

انتقال به زیرمحل

subdirectory contents

محتویات زیرمحل

subdirectory backup

پشتیبان‌گیری از زیرمحل

جملات نمونه

the files are stored in a subdirectory for better organization.

فایل‌ها برای سازماندهی بهتر در یک زیرمجلد ذخیره می‌شوند.

you need to create a subdirectory for your project files.

شما باید یک زیرمجلد برای فایل‌های پروژه خود ایجاد کنید.

make sure to back up the subdirectory regularly.

مطمئن شوید که به طور منظم از زیرمجلد پشتیبان تهیه کنید.

the subdirectory contains all the necessary documents.

زیرمجلد حاوی تمام اسناد لازم است.

to access the data, navigate to the subdirectory.

برای دسترسی به داده‌ها، به زیرمجلد بروید.

each user has their own subdirectory on the server.

هر کاربر یک زیرمجلد اختصاصی در سرور دارد.

we need to set permissions for the subdirectory.

ما باید مجوزها را برای زیرمجلد تنظیم کنیم.

the images are located in a subdirectory named 'photos'.

تصاویر در یک زیرمجلد با نام 'photos' قرار دارند.

organizing files into a subdirectory can save time.

سازماندهی فایل‌ها در یک زیرمجلد می‌تواند در زمان صرفه‌جویی کند.

check the subdirectory for any updated files.

زیرمجلد را برای هر فایل به‌روز شده بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید