subduings

[ایالات متحده]/səbˈdjuːɪŋz/
[بریتانیا]/səbˈduːɪŋz/

ترجمه

n. عمل فتح یا تحت کنترل آوردن؛ عمل سرکوب یا کاهش شدت

عبارات و ترکیب‌ها

peaceful subduings

تسلیم آرام

gentle subduings

تسلیم ملایم

swift subduings

تسلیم سریع

effective subduings

تسلیم مؤثر

strategic subduings

تسلیم استراتژیک

calm subduings

تسلیم آرام

silent subduings

تسلیم خاموش

temporary subduings

تسلیم موقت

total subduings

تسلیم کامل

final subduings

تسلیم نهایی

جملات نمونه

his subduings of the wild beasts were legendary.

مقابله او با حیوانات وحشی افسانه‌ای بود.

the subduings of the rebels took several months.

مقابله با شورشیان چندین ماه طول کشید.

her subduings of her fears allowed her to succeed.

مقابله او با ترس‌هایش به او اجازه داد تا موفق شود.

subduings in nature often require patience and skill.

مقابله با طبیعت اغلب نیاز به صبر و مهارت دارد.

the subduings of the storm were a relief to the villagers.

مقابله با طوفان باعث آرامش اهالی روستا شد.

his subduings in the ring earned him great respect.

مقابله او در رینگ باعث شد احترام زیادی کسب کند.

subduings of the mind can lead to personal growth.

مقابله با ذهن می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

the artist's subduings of color brought the painting to life.

مقابله هنرمند با رنگ‌ها نقاشی را زنده کرد.

his subduings of the competition were impressive.

مقابله او با رقابت بسیار چشمگیر بود.

subduings in a relationship require understanding and compromise.

مقابله در یک رابطه نیاز به درک و سازش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید