subjugating

[ایالات متحده]/ˈsʌb.dʒʊ.ɡeɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌb.dʒə.ɡeɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کنترل یا تسلط درآوردن

عبارات و ترکیب‌ها

subjugating forces

نیروهای تسلیم‌کننده

subjugating power

قدرت تسلیم‌کننده

subjugating rule

حاکمیت تسلیم‌کننده

subjugating nations

ملتهای تسلیم شده

subjugating enemy

دشمن تسلیم‌کننده

subjugating people

مردم تسلیم شده

subjugating influence

نفوذ تسلیم‌کننده

subjugating ideology

ایدئولوژی تسلیم‌کننده

subjugating regime

رژیم تسلیم‌کننده

جملات نمونه

the empire was known for subjugating neighboring territories.

امپراتوری به دلیل تسخیر مناطق همسایه شناخته شده بود.

subjugating the will of the people is never a sustainable strategy.

تسخیر اراده مردم هرگز یک استراتژی پایدار نیست.

they faced criticism for subjugating minority groups.

آنها به دلیل تسخیر گروه های اقلیت مورد انتقاد قرار گرفتند.

subjugating one's emotions can lead to mental health issues.

تسخیر احساسات می تواند منجر به مشکلات سلامت روان شود.

the novel explores themes of subjugating power and resistance.

این رمان مضامین قدرت مسلط و مقاومت را بررسی می کند.

subjugating nature for development often leads to environmental problems.

تسخیر طبیعت برای توسعه اغلب منجر به مشکلات زیست محیطی می شود.

they were accused of subjugating their workers with unfair practices.

آنها به دلیل استخدام کارگران خود با روش های غیر منصفانه متهم شدند.

subjugating personal freedoms in the name of security is controversial.

تسخیر آزادی های شخصی به نام امنیت بحث برانگیز است.

history is filled with examples of nations subjugating others.

تاریخ پر از نمونه هایی از کشورهایی است که دیگران را تسخیر کرده اند.

subjugating the truth can lead to a loss of credibility.

تسخیر حقیقت می تواند منجر به از دست دادن اعتبار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید