subgroups

[ایالات متحده]/[ˈsʌbɡruːps]/
[بریتانیا]/[ˈsʌbɡruːps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی کوچک در یک گروه بزرگ‌تر؛ زیرگروه‌ها یا دسته‌بندی‌های موجود در یک گروه بزرگ‌تر؛ گروه‌هایی از افراد که ویژگی‌های مشترکی در یک جمعیت بزرگ‌تر دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

identifying subgroups

شناسایی زیرگروه‌ها

analyzing subgroups

تحلیل زیرگروه‌ها

subgroup comparisons

مقایسه زیرگروه‌ها

subgroups differ

زیرگروه‌ها متفاوت‌اند

subgroup data

داده‌های زیرگروه‌ها

subgroups within

زیرگروه‌ها درون

defining subgroups

تعریف زیرگروه‌ها

subgroup characteristics

ویژگی‌های زیرگروه‌ها

subgroups emerged

زیرگروه‌ها ظهور کردند

subgroup analysis

تحلیل زیرگروه‌ها

جملات نمونه

we analyzed several subgroups within the larger population to identify key trends.

ما چند گروه زیرمجموعه را در جمعیت بزرگ‌تر تحلیل کردیم تا روندهای کلیدی را شناسایی کنیم.

the study focused on subgroups based on age, gender, and income level.

این مطالعه روی گروه‌های زیرمجموعه بر اساس سن، جنسیت و سطح درآمد متمرکز شده است.

comparing performance across subgroups revealed significant disparities in outcomes.

مقایسه عملکرد در گروه‌های زیرمجموعه نشان داد که تفاوت‌های معنی‌داری در نتایج وجود دارد.

the data was stratified into subgroups to ensure representative sampling.

داده‌ها به گروه‌های زیرمجموعه تقسیم شدند تا نمونه‌گیری نماینده‌گرایی انجام شود.

further investigation is needed to understand the needs of each subgroup.

برای درک نیازهای هر گروه زیرمجموعه، بررسی بیشتری لازم است.

policy interventions should be tailored to address the specific challenges faced by subgroups.

مداخلات سیاستی باید به گونه‌ای تنظیم شوند تا چالش‌های خاص گروه‌های زیرمجموعه را برطرف کنند.

the research identified distinct subgroups with varying levels of engagement.

این تحقیق گروه‌های زیرمجموعه متمایز با سطح‌های متفاوتی از مشارکت را شناسایی کرد.

we categorized participants into subgroups based on their responses to the survey.

ما شرکت‌کنندگان را به گروه‌های زیرمجموعه دسته‌بندی کردیم بر اساس پاسخ‌های آن‌ها به پرسش‌نامه.

the analysis considered subgroups with pre-existing conditions differently.

تحلیل گروه‌های زیرمجموعه با شرایط اولیه متفاوت را به طور متفاوت در نظر گرفت.

each subgroup presented unique challenges and opportunities for improvement.

هر گروه زیرمجموعه چالش‌ها و فرصت‌های منحصر به فردی برای بهبود ارائه می‌دهد.

the marketing campaign targeted specific subgroups with tailored messaging.

این کمپین بازاریابی به گروه‌های زیرمجموعه خاص با پیام‌های شخص سازی شده هدف قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید