mastering

[ایالات متحده]/[ˈmɑːstərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈmæstərɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به ماهر یا با مهارت در آوردن؛ به دست آوردن کنترل کامل؛ به دست گرفتن کنترل یک وضعیت یا فرآیند
n. فرآیند یا عمل تبدیل شدن به ماهر یا به دست آوردن کنترل؛ فردی که در یک زمینه خاص بسیار ماهر است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mastering the art

تسلط بر هنر

mastering skills

تسلط بر مهارت‌ها

mastering python

تسلط بر پایتون

mastering technique

تسلط بر تکنیک

mastering the process

تسلط بر فرآیند

mastering complex systems

تسلط بر سیستم‌های پیچیده

mastered it

آن را تسلط کرد

mastering language

تسلط بر زبان

mastering the challenge

تسلط بر چالش

mastering the basics

تسلط بر اصول اولیه

جملات نمونه

mastering a new language takes time and dedication.

یادگیری یک زبان جدید زمان و تعهد می‌طلبد.

she's mastering the art of watercolor painting.

او در حال تسلط بر هنر نقاشی آبرنگ است.

he's mastering complex algorithms for his research.

او در حال تسلط بر الگوریتم‌های پیچیده برای تحقیقات خود است.

mastering the software is crucial for this role.

تسلط بر نرم‌افزار برای این نقش بسیار مهم است.

they are mastering the techniques of digital marketing.

آنها در حال تسلط بر تکنیک‌های بازاریابی دیجیتال هستند.

mastering your emotions is key to mental well-being.

تسلط بر احساسات خود کلید سلامت روان است.

the chef is mastering new culinary techniques.

سرآشپز در حال تسلط بر تکنیک‌های آشپزی جدید است.

mastering the guitar requires consistent practice.

تسلط بر گیتار نیاز به تمرین مداوم دارد.

she's mastering the process of project management.

او در حال تسلط بر فرآیند مدیریت پروژه است.

mastering the fundamentals is essential for success.

تسلط بر اصول اساسی برای موفقیت ضروری است.

he is mastering the skill of public speaking.

او در حال تسلط بر مهارت سخنرانی عمومی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید