subleased

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈliːst/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈlist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت

عبارات و ترکیب‌ها

subleased property

ملک اجاره‌ای

subleased space

فضای اجاره‌ای

subleased agreement

قرارداد اجاره‌ای

subleased unit

واحد اجاره‌ای

subleased lease

اجاره‌نامه اجاره‌ای

subleased tenant

مستاج اجاره‌ای

subleased office

دفتر اجاره‌ای

subleased contract

قرارداد اجاره‌ای

subleased terms

شرایط اجاره‌ای

subleased arrangement

چیدمان اجاره‌ای

جملات نمونه

the apartment was subleased to a student for the summer.

آپارتمان به اجاره‌گذار برای تابستان اجاره مجدد داده شد.

he subleased his office space to a startup.

او فضای دفتر خود را به یک استارتاپ اجاره مجدد داد.

they decided to sublease their lease agreement.

آنها تصمیم گرفتند قرارداد اجاره خود را اجاره مجدد دهند.

she subleased her room while traveling abroad.

او در حالی که در خارج از کشور سفر می‌کرد، اتاق خود را اجاره مجدد داد.

the landlord allowed him to sublease the property.

مالک اجازه داد او ملک را اجاره مجدد دهد.

they found someone to sublease the apartment quickly.

آنها به سرعت کسی را برای اجاره مجدد آپارتمان پیدا کردند.

he had to get permission before he could sublease.

او باید قبل از اجاره مجدد اجازه می‌گرفت.

subleased properties often come with specific conditions.

املاک اجاره مجدد اغلب با شرایط خاصی همراه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید