subluxated

[ایالات متحده]/ˌsʌb.lʌkˈseɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˌsʌb.lʌkˈseɪ.t̬ɪd/

ترجمه

adj. جزئی جابجا شده

عبارات و ترکیب‌ها

subluxated joint

مفصل ناپایدار

subluxated vertebra

مهره ناپایدار

subluxated shoulder

شانه‌ی ناپایدار

subluxated knee

زانوی ناپایدار

subluxated disc

دیسک ناپایدار

subluxated elbow

آرنج ناپایدار

subluxated hip

لندنمای ناپایدار

subluxated ankle

مچ پای ناپایدار

subluxated bone

استخوان ناپایدار

subluxated toe

انگشت پا ناپایدار

جملات نمونه

the doctor confirmed that my shoulder was subluxated.

پزشک تأیید کرد که شانه‌ام از محل خود خارج شده است.

after the fall, he felt pain in his subluxated joint.

پس از سقوط، او در مفصل از محل خود خارج شده‌اش احساس درد کرد.

subluxated vertebrae can cause significant discomfort.

مهره‌های از محل خود خارج شده می‌توانند باعث ناراحتی قابل توجهی شوند.

physical therapy is often recommended for subluxated limbs.

فیزیوتراپی اغلب برای اندام‌های از محل خود خارج شده توصیه می‌شود.

she underwent surgery to correct her subluxated kneecap.

او برای اصلاح کشکک زانویش تحت عمل جراحی قرار گرفت.

he was diagnosed with a subluxated ankle after the game.

پس از بازی، تشخیص داده شد که مچ پایش از محل خود خارج شده است.

it's important to address a subluxated joint quickly.

مهم است که به سرعت به یک مفصل از محل خود خارج شده رسیدگی شود.

she experienced swelling due to her subluxated shoulder.

او به دلیل شانه‌اش از محل خود خارج شده، دچار تورم شد.

he learned exercises to strengthen his subluxated hip.

او تمریناتی را برای تقویت ران خود آموخت.

a subluxated spine can lead to nerve issues.

ستون فقرات از محل خود خارج شده می‌تواند منجر به مشکلات عصبی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید