dislocated joint
دررفتگی مفصل
dislocated shoulder
دررفتگی شانه
dislocated finger
دررفتگی انگشت
dislocated bone
دررفتگی استخوان
dislocated elbow
دررفتگی آرنج
dislocated hip
دررفتگی لگن
dislocated kneecap
دررفتگی کشکک
dislocated vertebra
دررفتگی مهره
dislocated ankle
دررفتگی مچ پا
dislocated rib
دررفتگی دنده
he dislocated his shoulder while playing football.
او در حین بازی فوتبال شانهاش را دررفت کرد.
the doctor helped to realign the dislocated joint.
پزشک به همترازی مجدد مفصل دررفته کمک کرد.
she dislocated her knee during the dance competition.
او در طول مسابقه رقص زانویش را دررفت کرد.
after the fall, he felt that his finger was dislocated.
بعد از سقوط، احساس کرد که انگشتش دررفت کرده است.
the athlete was sidelined due to a dislocated elbow.
به دلیل دررفتگی آرنج، ورزشکار از بازی کنار گذاشته شد.
he went to the hospital to treat his dislocated shoulder.
او برای درمان دررفتگی شانهاش به بیمارستان رفت.
dislocated bones can cause severe pain and swelling.
دررفتگی استخوانها میتواند باعث درد و تورم شدید شود.
she was relieved when the doctor confirmed her dislocated wrist.
او از تایید دررفتگی مچ دستش توسط پزشک احساس راحتی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید