subpanel

[ایالات متحده]/ˈsʌbˌpæn.əl/
[بریتانیا]/ˈsʌbˌpæn.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنل ثانویه استفاده شده برای توزیع برق; تابلو کمکی برای نصب

عبارات و ترکیب‌ها

subpanel installation

نصب زیرپنل

subpanel wiring

سیم‌کشی زیرپنل

subpanel circuit

مدار زیرپنل

subpanel design

طراحی زیرپنل

subpanel power

برق زیرپنل

subpanel load

بار زیرپنل

subpanel breaker

فیوز زیرپنل

subpanel location

محل قرارگیری زیرپنل

subpanel capacity

ظرفیت زیرپنل

subpanel upgrade

ارتقاء زیرپنل

جملات نمونه

the electrician installed a subpanel in the garage.

البرق‌کار یک زیرپنل در گاراژ نصب کرد.

we need to upgrade the subpanel to handle more circuits.

ما باید زیرپنل را ارتقا دهیم تا بتوانیم مدارهای بیشتری را مدیریت کنیم.

the subpanel controls the power for the outdoor lighting.

زیرپنل برق روشنایی فضای باز را کنترل می‌کند.

each room has its own subpanel for convenience.

هر اتاق برای راحتی، زیرپنل خود را دارد.

make sure the subpanel is properly grounded.

مطمئن شوید که زیرپنل به درستی زمین شده است.

they added a subpanel to manage the new appliances.

آنها یک زیرپنل برای مدیریت لوازم خانگی جدید اضافه کردند.

the subpanel needs to be inspected regularly for safety.

زیرپنل باید به طور منظم برای ایمنی بررسی شود.

installing a subpanel can improve electrical efficiency.

نصب یک زیرپنل می‌تواند کارایی برق را بهبود بخشد.

he labeled all the circuits in the subpanel for clarity.

او تمام مدارها را در زیرپنل برای وضوح برچسب‌گذاری کرد.

it's important to know how to reset the subpanel.

دانستن نحوه بازنشانی زیرپنل مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید