subscribed

[ایالات متحده]/səb'skraɪbd/
[بریتانیا]/səb'skraɪbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی subscribe؛ برای یک خدمات یا نشریه ثبت نام کردن؛ امضا کردن یا تأیید کردن؛ موافقت کردن یا رضایت دادن

عبارات و ترکیب‌ها

subscribed channel

کانال مشترک

subscribed list

لیست مشترک

subscribed user

کاربر مشترک

subscribed content

محتوای مشترک

subscribed service

سرویس مشترک

subscribed feed

فید مشترک

subscribed email

ایمیل مشترک

subscribed updates

به‌روزرسانی‌های مشترک

subscribed notifications

اعلان‌های مشترک

subscribed topics

موضوعات مشترک

جملات نمونه

i have subscribed to several online courses.

من به چندین دوره آنلاین مشترک شده ام.

she subscribed to the newsletter for updates.

او برای دریافت آخرین اخبار به خبرنامه مشترک شد.

we subscribed to a streaming service last month.

ما ماه گذشته به یک سرویس پخش ویدیو مشترک شدیم.

he has subscribed to multiple podcasts.

او به چندین پادکست مشترک شده است.

they subscribed to a magazine about technology.

آنها به یک مجله در مورد فناوری مشترک شدند.

many people have subscribed to the youtube channel.

بسیاری از افراد به کانال یوتیوب مشترک شده اند.

after reading the article, i subscribed to the blog.

پس از خواندن مقاله، من به وبلاگ مشترک شدم.

she subscribed to a fitness program for motivation.

او برای ایجاد انگیزه به یک برنامه تناسب اندام مشترک شد.

he recently subscribed to a premium membership.

او اخیراً به یک عضویت ویژه مشترک شد.

we have subscribed to a service that delivers groceries.

ما به سرویسی مشترک شده ایم که مواد غذایی را تحویل می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید