subsuming

[ایالات متحده]/səbˈsjuːmɪŋ/
[بریتانیا]/səbˈsumɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شامل کردن یا جذب چیزی به یک دسته بزرگتر

عبارات و ترکیب‌ها

subsuming categories

دسته‌بندی‌های فراگیر

subsuming concepts

مفاهیم فراگیر

subsuming ideas

ایده‌های فراگیر

subsuming frameworks

چارچوب‌های فراگیر

subsuming theories

تئوری‌های فراگیر

subsuming elements

عناصر فراگیر

subsuming factors

عوامل فراگیر

subsuming principles

اصول فراگیر

subsuming variables

متغیرهای فراگیر

جملات نمونه

the new policy is subsuming previous regulations.

سیاست جدید در حال پوشش مقررات قبلی است.

her research is subsuming various theories of psychology.

تحقیقات او نظریه‌های مختلف روانشناسی را در بر می‌گیرد.

subsuming smaller categories can simplify the analysis.

شامل کردن دسته‌بندی‌های کوچکتر می‌تواند تجزیه و تحلیل را ساده کند.

the concept is subsuming multiple disciplines.

این مفهوم چندین رشته را در بر می‌گیرد.

subsuming these elements will enhance our understanding.

شامل کردن این عناصر باعث افزایش درک ما خواهد شد.

the new framework is subsuming existing models.

چارچوب جدید مدل‌های موجود را در بر می‌گیرد.

subsuming individual cases helps in drawing general conclusions.

شامل کردن موارد فردی به استنتاج نتیجه‌گیری‌های کلی کمک می‌کند.

his work is subsuming various artistic styles.

کار او سبک‌های هنری مختلف را در بر می‌گیرد.

subsuming different perspectives can lead to innovation.

شامل کردن دیدگاه‌های مختلف می‌تواند منجر به نوآوری شود.

the organization is subsuming new members into its structure.

سازمان اعضای جدید را در ساختار خود جای می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید