subtenant

[ایالات متحده]/ˈsʌbˌtɛnənt/
[بریتانیا]/ˈsʌbˌtɛnənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که ملکی را از مستاجر اجاره می‌کند؛ شخصی که اجاره‌نامه‌ای از مستاجر دارد؛ مستاجری که ملکی را زیر اجاره می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

subtenant agreement

قرارداد مستاج فرعی

subtenant rights

حقوق مستاج فرعی

subtenant lease

اجاره‌نامه مستاج فرعی

subtenant obligations

وظایف مستاج فرعی

subtenant notice

اطلاع‌رسانی مستاج فرعی

subtenant approval

تایید مستاج فرعی

subtenant fees

هزینه‌های مستاج فرعی

subtenant eviction

خارج کردن مستاج فرعی

subtenant responsibilities

مسئولیت‌های مستاج فرعی

جملات نمونه

the landlord decided to allow a subtenant to share the apartment.

مالک تصمیم گرفت اجازه دهد یک مستاجر فرعی آپارتمان را با او به اشتراک بگذارد.

as a subtenant, you must follow the rules set by the primary tenant.

به عنوان یک مستاجر فرعی، شما باید قوانین تعیین شده توسط مستاجر اصلی را رعایت کنید.

the agreement with the subtenant was signed last week.

قرارداد با مستاجر فرعی هفته گذشته امضا شد.

it's important to communicate clearly with your subtenant.

ارتباط واضح با مستاجر فرعی شما بسیار مهم است.

finding a reliable subtenant can be challenging.

پیدا کردن یک مستاجر فرعی قابل اعتماد می تواند چالش برانگیز باشد.

the subtenant paid the rent on time every month.

مستاجر فرعی هر ماه به موقع اجاره را پرداخت کرد.

there was a dispute between the landlord and the subtenant.

بین مالک و مستاجر فرعی اختلاف وجود داشت.

before renting to a subtenant, check their references.

قبل از اجاره دادن به یک مستاجر فرعی، مراجع آنها را بررسی کنید.

the subtenant agreed to take care of the utilities.

مستاجر فرعی با پرداخت قبوض موافقت کرد.

it’s advisable to have a written agreement with the subtenant.

توصیه می شود یک قرارداد کتبی با مستاجر فرعی داشته باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید