succouring hand
دست یاری رسان
succouring spirit
روح یاری رسان
succouring voice
صدای یاری رسان
succouring presence
حضور یاری رسان
succouring heart
قلب یاری رسان
succouring aid
کمک یاری رسان
succouring love
عشق یاری رسان
succouring support
حمایت یاری رسان
succouring gesture
حرکت یاری رسان
succouring role
نقش یاری رسان
they were succouring the victims of the disaster.
آنها در حال یاری رساندن به قربانیان فاجعه بودند.
the organization is dedicated to succouring the homeless.
این سازمان به یاری رساندن به بیخانمانها اختصاص داده شده است.
she spent her weekends succouring the elderly in her community.
او آخر هفتههای خود را به یاری رساندن به سالمندان در جامعه خود میگذراند.
succouring those in need is a noble cause.
یاری رساندن به نیازمندان یک هدف نجیب است.
he felt a deep sense of purpose in succouring the injured animals.
او احساس هدف عمیقی در یاری رساندن به حیوانات مجروح داشت.
the volunteers were succouring families affected by the flood.
داوطلبان در حال یاری رساندن به خانوادههای آسیبدیده از سیل بودند.
she dedicated her life to succouring those less fortunate.
او زندگی خود را به یاری رساندن به نیازمندانان اختصاص داد.
they organized a charity event for succouring refugees.
آنها یک رویداد خیریه برای یاری رساندن به آوارگان برگزار کردند.
he found joy in succouring children in need.
او از شادی در یاری رساندن به کودکان نیازمند لذت برد.
succouring the sick is an important part of community service.
یاری رساندن به بیماران بخش مهمی از خدمات اجتماعی است.
succouring hand
دست یاری رسان
succouring spirit
روح یاری رسان
succouring voice
صدای یاری رسان
succouring presence
حضور یاری رسان
succouring heart
قلب یاری رسان
succouring aid
کمک یاری رسان
succouring love
عشق یاری رسان
succouring support
حمایت یاری رسان
succouring gesture
حرکت یاری رسان
succouring role
نقش یاری رسان
they were succouring the victims of the disaster.
آنها در حال یاری رساندن به قربانیان فاجعه بودند.
the organization is dedicated to succouring the homeless.
این سازمان به یاری رساندن به بیخانمانها اختصاص داده شده است.
she spent her weekends succouring the elderly in her community.
او آخر هفتههای خود را به یاری رساندن به سالمندان در جامعه خود میگذراند.
succouring those in need is a noble cause.
یاری رساندن به نیازمندان یک هدف نجیب است.
he felt a deep sense of purpose in succouring the injured animals.
او احساس هدف عمیقی در یاری رساندن به حیوانات مجروح داشت.
the volunteers were succouring families affected by the flood.
داوطلبان در حال یاری رساندن به خانوادههای آسیبدیده از سیل بودند.
she dedicated her life to succouring those less fortunate.
او زندگی خود را به یاری رساندن به نیازمندانان اختصاص داد.
they organized a charity event for succouring refugees.
آنها یک رویداد خیریه برای یاری رساندن به آوارگان برگزار کردند.
he found joy in succouring children in need.
او از شادی در یاری رساندن به کودکان نیازمند لذت برد.
succouring the sick is an important part of community service.
یاری رساندن به بیماران بخش مهمی از خدمات اجتماعی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید