succouring

[ایالات متحده]/ˈsʌkərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌkərɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری "succour"، به معنی کمک یا یاری دادن

عبارات و ترکیب‌ها

succouring hand

دست یاری رسان

succouring spirit

روح یاری رسان

succouring voice

صدای یاری رسان

succouring presence

حضور یاری رسان

succouring heart

قلب یاری رسان

succouring aid

کمک یاری رسان

succouring love

عشق یاری رسان

succouring support

حمایت یاری رسان

succouring gesture

حرکت یاری رسان

succouring role

نقش یاری رسان

جملات نمونه

they were succouring the victims of the disaster.

آنها در حال یاری رساندن به قربانیان فاجعه بودند.

the organization is dedicated to succouring the homeless.

این سازمان به یاری رساندن به بی‌خانمان‌ها اختصاص داده شده است.

she spent her weekends succouring the elderly in her community.

او آخر هفته‌های خود را به یاری رساندن به سالمندان در جامعه خود می‌گذراند.

succouring those in need is a noble cause.

یاری رساندن به نیازمندان یک هدف نجیب است.

he felt a deep sense of purpose in succouring the injured animals.

او احساس هدف عمیقی در یاری رساندن به حیوانات مجروح داشت.

the volunteers were succouring families affected by the flood.

داوطلبان در حال یاری رساندن به خانواده‌های آسیب‌دیده از سیل بودند.

she dedicated her life to succouring those less fortunate.

او زندگی خود را به یاری رساندن به نیازمندانان اختصاص داد.

they organized a charity event for succouring refugees.

آنها یک رویداد خیریه برای یاری رساندن به آوارگان برگزار کردند.

he found joy in succouring children in need.

او از شادی در یاری رساندن به کودکان نیازمند لذت برد.

succouring the sick is an important part of community service.

یاری رساندن به بیماران بخش مهمی از خدمات اجتماعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید