suchlike

[ایالات متحده]/'sʌtʃlaɪk/
[بریتانیا]/'sʌtʃlaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از نوع مشابه; از همان نوع

pron. مردم از این نوع

جملات نمونه

food, drink, clothing, and suchlike provisions.

غذا، نوشیدنی، لباس و سایر ملزومات

I enjoy reading books, magazines, and suchlike.

من از خواندن کتاب‌ها، مجلات و موارد مشابه لذت می‌برم.

She loves to travel to exotic places suchlike Bali and Fiji.

او عاشق سفر به مکان‌های عجیب و غریب مانند بالی و فیجی است.

He has a collection of vintage cars, motorcycles, and suchlike.

او مجموعه‌ای از ماشین‌های کلاسیک، موتورسیکلت‌ها و موارد مشابه دارد.

They discussed art, music, and suchlike during the event.

آنها در طول رویداد در مورد هنر، موسیقی و موارد مشابه صحبت کردند.

The store sells various types of clothing, accessories, and suchlike.

فروشگاه انواع لباس، لوازم جانبی و موارد مشابه را می‌فروشد.

She enjoys trying out different cuisines, desserts, and suchlike.

او از امتحان کردن غذاهای مختلف، دسرها و موارد مشابه لذت می‌برد.

The exhibition showcases paintings, sculptures, and suchlike from local artists.

نمایشگاه نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و آثار هنرمندان محلی را به نمایش می‌گذارد.

The workshop offers classes in photography, painting, and suchlike.

کارگاه کلاس‌هایی در زمینه عکاسی، نقاشی و موارد مشابه ارائه می‌دهد.

He has a passion for collecting antiques, rare books, and suchlike.

او علاقه زیادی به جمع‌آوری عتیقه‌ها، کتاب‌های کمیاب و موارد مشابه دارد.

They discussed literature, philosophy, and suchlike over dinner.

آنها در مورد ادبیات، فلسفه و موارد مشابه در طول شام صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید