suctioning

[ایالات متحده]/ˈsʌkʃənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌkʃənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کشیدن یا حذف هوا، مایع یا سایر مواد با استفاده از مکش

عبارات و ترکیب‌ها

suctioning device

دستگاه ساکشن

suctioning procedure

روش ساکشن

suctioning technique

تکنیک ساکشن

suctioning catheter

کاتتر ساکشن

suctioning system

سیستم ساکشن

suctioning pressure

فشار ساکشن

suctioning method

روش ساکشن

suctioning management

مدیریت ساکشن

suctioning flow

جریان ساکشن

suctioning safety

ایمنی ساکشن

جملات نمونه

the nurse is suctioning the patient's airway.

پرستار در حال ساکشن کردن راه هوایی بیمار است.

they are suctioning the fluid from the wound.

آنها در حال ساکشن کردن مایع از زخم هستند.

suctioning is essential during surgery.

ساکشن در طول جراحی ضروری است.

the doctor demonstrated the suctioning technique.

دکتر تکنیک ساکشن را نشان داد.

proper suctioning can prevent complications.

ساکشن مناسب می‌تواند از عوارض جلوگیری کند.

he was trained in suctioning procedures.

او در روش‌های ساکشن آموزش دیده است.

they use suctioning to clear the airway.

آنها از ساکشن برای پاک کردن راه هوایی استفاده می‌کنند.

she practiced suctioning on a simulation model.

او ساکشن را روی یک مدل شبیه‌سازی تمرین کرد.

effective suctioning requires skill and precision.

ساکشن موثر نیاز به مهارت و دقت دارد.

suctioning should be done gently to avoid trauma.

ساکشن باید به آرامی انجام شود تا از آسیب جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید