suffices

[ایالات متحده]/səˈfaɪsɪz/
[بریتانیا]/səˈfaɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کافی بودن یا مناسب بودن؛ برآورده کردن نیازها

عبارات و ترکیب‌ها

that suffices

کافی است

it suffices

کافی است

nothing suffices

هیچ چیز کافی نیست

time suffices

زمان کافی است

help suffices

کمک کافی است

effort suffices

تلاش کافی است

money suffices

پول کافی است

space suffices

فضای کافی است

support suffices

حمایت کافی است

knowledge suffices

دانش کافی است

جملات نمونه

if a simple explanation suffices, we can save time.

اگر یک توضیح ساده کافی باشد، می‌توانیم در وقت صرفه‌جویی کنیم.

her smile suffices to brighten my day.

لبخندش کافی است تا روز مرا روشن کند.

a quick phone call suffices to confirm the details.

یک تماس تلفنی کوتاه کافی است تا جزئیات را تأیید کند.

for this project, a basic understanding of the topic suffices.

برای این پروژه، درک پایه‌ای از موضوع کافی است.

sometimes, a few kind words suffices to lift someone's spirits.

گاهی اوقات، چند کلمه مهربانانه کافی است تا روحیه کسی را بالا ببرد.

in this situation, your presence suffices to provide comfort.

در این وضعیت، حضور شما برای ایجاد آرامش کافی است.

a simple gesture suffices to show your appreciation.

یک حرکت ساده کافی است تا قدردانی خود را نشان دهید.

for this recipe, just a pinch of salt suffices.

برای این دستور غذا، فقط یک قاشق چایخوری نمک کافی است.

in most cases, a brief summary suffices to convey the main idea.

در بیشتر موارد، یک خلاصه کوتاه کافی است تا ایده اصلی را منتقل کند.

his explanation suffices to clarify the misunderstanding.

توضیح او برای روشن کردن سوء تفاهم کافی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید