sugarcubes

[ایالات متحده]/ˈʃʊɡəkjuːbz/
[بریتانیا]/ˈʃʊɡərkjuːbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکر مکعب؛ مکعب‌های کوچک شکر فشرده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

a sugarcube

یک مکعب شکر

two sugarcubes

دو مکعب شکر

sugarcubes melting

ذوب شدن مکعب‌های شکر

sugarcubes dissolving

حل شدن مکعب‌های شکر

sweet sugarcubes

مکعب‌های شکر شیرین

white sugarcubes

مکعب‌های شکر سفید

brown sugarcubes

مکعب‌های شکر قهوه‌ای

sugarcubes clumped

مکعب‌های شکر گروه‌زده شده

sugarcubes added

اضافه کردن مکعب‌های شکر

جملات نمونه

she dropped two sugarcubes into her hot tea.

او دو مکعب قند را در چای گرم خود ریخت.

the recipe calls for crushed sugarcubes.

فرمول نیاز به مکعب‌های قند شکسته دارد.

he stirred his coffee until the sugarcubes dissolved.

او چای خود را تا زمانی که مکعب‌های قند حل شدند می‌کشید.

please pass the bowl of sugarcubes.

لطفاً ظرف مکعب‌های قند را به من بده.

mice are often depicted as loving sugarcubes.

گرگ‌ها اغلب به عنوان عاشق مکعب‌های قند نمایش داده می‌شوند.

you can buy a box of sugarcubes at the grocery store.

شما می‌توانید یک جعبه مکعب‌های قند را در فروشگاه مسافری خریداری کنید.

the waitress served the espresso with a side of sugarcubes.

خدمتکار چای اسپرسو را با یک کاسه مکعب‌های قند همراه باز کرد.

brown sugarcubes add a rich flavor to the drink.

مکعب‌های قند قهوه‌ای یک طعم غنی به نوشیدنی می‌دهند.

stacking sugarcubes is a fun way to pass the time.

چیدن مکعب‌های قند یک روش مفرح برای گذراندن وقت است.

artists used sugarcubes to build a scale model of the pyramid.

هنرمندان از مکعب‌های قند برای ساخت یک مدل مقیاس‌بندی شده از هرم استفاده کردند.

one sugarcube is equivalent to about a teaspoon of granulated sugar.

یک مکعب قند معادل یک چایچشمه قند ریز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید