suicidal

[ایالات متحده]/s(j)uːɪ'saɪd(ə)l/
[بریتانیا]/'sʊə'saɪdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تمایل یا گرایش به خودکشی داشتن؛ احتمالاً منجر به خود تخریبی می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

suicidal thoughts

افکار خودکشی

suicidal tendencies

تمایلات خودکشی

suicidal behavior

رفتار خودکشانه

suicidal ideation

افکار خودکشی

جملات نمونه

a suicidal act; suicidal impulses.

یک عمل خودکشی؛ تکانه های خودکشی

a suicidal career move.

یک حرکت شغلی خودکشانه

a suicidal corporate takeover strategy.

یک استراتژی تصرف شرکتی خودکشانه

There is medical evidence to show that he is suicidal and clinically depressed.

دلایل پزشکی وجود دارد که نشان می دهد او تمایل به خودکشی دارد و از نظر بالینی افسرده است.

Counsellors are used to dealing with suicidal people.

مشاوران به برخورد با افراد خودکشی کننده عادت دارند.

far from being suicidal, he was clearly enjoying life.

دور از اینکه خودکشی کند، به وضوح از زندگی لذت می برد.

I began to take her suicidal tendencies seriously.

من شروع به جدی گرفتن تمایلات خودکشی او کردم.

He became very depressed and even got suicidal at one point.

او بسیار افسرده شد و حتی در یک مقطعی به فکر خودکشی افتاد.

The main causes were due to accidental falls in elderly, children swimming in waters, followed by falling into the river as the result of disease fulmination and suicidal among adults.

علل اصلی به دلیل سقوط تصادفی در افراد مسن، کودکان شنا در آب، و سپس افتادن به داخل رودخانه به دلیل فوران بیماری و خودکشی در بین بزرگسالان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید