sulphured wood
چوب گوگرد دار
sulphured almonds
فستق گوگرد دار
being sulphured
گوگرد دار شدن
sulphured earth
خاک گوگرد دار
he sulphured it
او آن را گوگرد دار کرد
sulphured compound
ترکیب گوگرد دار
sulphured solution
حلال گوگرد دار
sulphured area
منطقه گوگرد دار
they sulphured them
آنها آنها را گوگرد دار کردند
sulphured surface
سطح گوگرد دار
the vintage map was slightly sulphured, giving it a unique character.
نقشه قدیمی کمی سولفور شده بود و این باعث میشد که دارای ویژگی منحصر به فردی باشد.
we detected a faint sulphured odor coming from the old well.
ما بوی سولفوری خفیفی را که از چاه قدیمی میآمد تشخیص دادیم.
the sulphured grapes were used to make a distinctive wine.
گوجههای سولفور شده برای تولید یک شراب متمایز استفاده شدند.
the artist used sulphured pigments to create a yellow hue.
هنرمند از رنگهای سولفور شده برای ایجاد رنگ زرد استفاده کرد.
the mine contained sulphured deposits, a valuable resource.
این کارخانه ذخایر سولفوری را حاوی بود که منبعی ارزشمند محسوب میشد.
the sulphured wood had a distinctive, pungent smell.
چوب سولفور شده بویی متمایز و تیز بود.
the process involved sulphuring the wool to prevent mildew.
این فرآیند شامل سولفور کردن پشم برای جلوگیری از رشد قارچ بود.
the sulphured paper gave the documents an aged appearance.
کاغذ سولفور شده باعث شد که اسناد به نظر قدیمی برسند.
the lab tested the water for sulphured compounds.
آزمایشگاه آب را برای ترکیبات سولفوری آزمایش کرد.
the sulphured canvas provided a good ground for the paint.
کanvas سولفور شده زمینهای مناسب برای رنگها فراهم کرد.
the volcanic area was characterized by sulphured springs.
این منطقه آتشفشانی با چشمهای سولفوری مشخص میشد.
sulphured wood
چوب گوگرد دار
sulphured almonds
فستق گوگرد دار
being sulphured
گوگرد دار شدن
sulphured earth
خاک گوگرد دار
he sulphured it
او آن را گوگرد دار کرد
sulphured compound
ترکیب گوگرد دار
sulphured solution
حلال گوگرد دار
sulphured area
منطقه گوگرد دار
they sulphured them
آنها آنها را گوگرد دار کردند
sulphured surface
سطح گوگرد دار
the vintage map was slightly sulphured, giving it a unique character.
نقشه قدیمی کمی سولفور شده بود و این باعث میشد که دارای ویژگی منحصر به فردی باشد.
we detected a faint sulphured odor coming from the old well.
ما بوی سولفوری خفیفی را که از چاه قدیمی میآمد تشخیص دادیم.
the sulphured grapes were used to make a distinctive wine.
گوجههای سولفور شده برای تولید یک شراب متمایز استفاده شدند.
the artist used sulphured pigments to create a yellow hue.
هنرمند از رنگهای سولفور شده برای ایجاد رنگ زرد استفاده کرد.
the mine contained sulphured deposits, a valuable resource.
این کارخانه ذخایر سولفوری را حاوی بود که منبعی ارزشمند محسوب میشد.
the sulphured wood had a distinctive, pungent smell.
چوب سولفور شده بویی متمایز و تیز بود.
the process involved sulphuring the wool to prevent mildew.
این فرآیند شامل سولفور کردن پشم برای جلوگیری از رشد قارچ بود.
the sulphured paper gave the documents an aged appearance.
کاغذ سولفور شده باعث شد که اسناد به نظر قدیمی برسند.
the lab tested the water for sulphured compounds.
آزمایشگاه آب را برای ترکیبات سولفوری آزمایش کرد.
the sulphured canvas provided a good ground for the paint.
کanvas سولفور شده زمینهای مناسب برای رنگها فراهم کرد.
the volcanic area was characterized by sulphured springs.
این منطقه آتشفشانی با چشمهای سولفوری مشخص میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید