submit a requisition
ارائه درخواست
approval of requisition
تایید درخواست
requisition form
فرم درخواست
purchase requisition
درخواست خرید
purchasing requisition
درخواست خرید
made a requisition for horses
درخواست برای اسبها داده شد
a requisition for goods
درخواست برای کالا
requisition vehicles to deal with an emergency
واحدهای خودرو را برای مقابله با یک وضعیت اضطراری درخواست کنید.
I had to make various requisitions for staff and accommodation.
من مجبور شدم درخواستهای متعددی برای پرسنل و محل اقامت کنم.
one of the stakeholders has requisitioned an extraordinary general meeting.
یکی از ذینفعان یک مجمع عمومی فوق العاده را درخواست کرده است.
the requisition for prohibitory inhumation from the obliges of the parties;
درخواست از منع دفن از متعهدین طرفین;
There is a course from requisition-compensation balance of cultivated land to overprotection.
یک دوره از تعادل جبران خسارت درخواست برای زمینهای زراعی تا بیش از حد محافظت وجود دارد.
Controls the requisitioning, storage and careful use of all operating equipment and supplies.
کنترل درخواست، ذخیرهسازی و استفاده دقیق از تمام تجهیزات و لوازم مصرفی عملیاتی.
the government had assumed powers to requisition cereal products at fixed prices.
دولت قدرت برای توقیض محصولات غلات با قیمت ثابت را به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید