sunflowers

[ایالات متحده]/ˈsʌnˌflaʊəz/
[بریتانیا]/ˈsʌnˌflaʊərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گل‌های زرد بزرگ که به سوی خورشید می‌چرخند

عبارات و ترکیب‌ها

sunflowers bloom

شکوفه آفتابگردان

sunflowers field

میدان آفتابگردان

sunflowers garden

باغ آفتابگردان

sunflowers seeds

دانه‌های آفتابگردان

sunflowers oil

روغن آفتابگردان

sunflowers art

هنر آفتابگردان

sunflowers arrangement

چیدمان آفتابگردان

sunflowers painting

نقاشی آفتابگردان

sunflowers festival

جشنواره آفتابگردان

sunflowers display

نمایش آفتابگردان

جملات نمونه

sunflowers turn to face the sun.

آفتابگردان‌ها به سمت خورشید چرخ می‌کنند.

she loves to plant sunflowers in her garden.

او عاشق کاشتن آفتابگردان در باغش است.

sunflowers symbolize adoration and loyalty.

آفتابگردان‌ها نماد عشق‌ورزی و وفاداری هستند.

we enjoyed a picnic among the sunflowers.

ما از پیک‌نیک در میان آفتابگردان‌ها لذت بردیم.

sunflowers are often used in floral arrangements.

آفتابگردان‌ها اغلب در چیدمان گل استفاده می‌شوند.

children love to draw pictures of sunflowers.

بچه‌ها عاشق کشیدن تصاویر آفتابگردان هستند.

the field of sunflowers was breathtaking.

میدان آفتابگردان‌ها نفس‌گیر بود.

we harvested sunflowers for their seeds.

ما آفتابگردان‌ها را برای دانه‌هایشان برداشتیم.

sunflowers can grow up to 12 feet tall.

آفتابگردان‌ها می‌توانند تا 12 فوت قد داشته باشند.

sunflowers attract bees and butterflies.

آفتابگردان‌ها زنبورها و پروانه‌ها را جذب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید