sunniest

[ایالات متحده]/[ˈsʌnɪst]/
[بریتانیا]/[ˈsʌnɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آفتابی‌ترین؛ آفتابیتری از دیگران؛ با آفتاب فراوان.

عبارات و ترکیب‌ها

sunniest spot

بهترین مکان آفتابی

sunniest days

بهترین روزهای آفتابی

sunniest smile

زیباترین لبخند آفتابی

be sunniest

به آفتابی ترین

sunniest afternoon

بعد از ظهر آفتابی ترین

sunniest weather

آب و هوای آفتابی ترین

finding sunniest

جستجوی آفتابی ترین

sunniest side

طرف آفتابی ترین

sunniest view

منظره آفتابی ترین

felt sunniest

احساس آفتابی ترین

جملات نمونه

it was the sunniest day of the year, perfect for a picnic.

روز آفتابی‌ترین سال بود، برای پیک‌نیک عالی بود.

the sunniest spot in the garden was right next to the window.

آفتابی‌ترین نقطه در باغ درست کنار پنجره بود.

we found the sunniest beach on the entire island.

ما آفتابی‌ترین ساحل را در کل جزیره پیدا کردیم.

the restaurant had a sunniest terrace overlooking the city.

رستوران یک تراس آفتابی با چشم‌انداز شهر داشت.

she loves wearing bright colors on the sunniest afternoons.

او عاشق پوشیدن رنگ‌های روشن در آفتابی‌ترین بعد از ظهرهاست.

the sunniest room in the house is the south-facing living room.

آفتابی‌ترین اتاق در خانه، اتاق نشیمن رو به جنوب است.

the children played happily in the sunniest corner of the park.

کودکان با خوشحالی در آفتابی‌ترین گوشه پارک بازی کردند.

the sunniest side of the mountain offered breathtaking views.

آفتابی‌ترین سمت کوه مناظر خیره‌کننده ارائه می‌داد.

we enjoyed a leisurely lunch on the sunniest patio.

ما از یک ناهار آرام در آفتابی‌ترین ایوان لذت بردیم.

the artist chose the sunniest location for his outdoor studio.

هنرمند آفتابی‌ترین مکان را برای استودیوی فضای باز خود انتخاب کرد.

it's the sunniest morning we've had all week.

این آفتابی‌ترین صبحی است که این هفته داشته‌ایم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید