darkest

[ایالات متحده]/[ˈdɑːkɪst]/
[بریتانیا]/[ˈdɑːrkɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تاریک‌ترین؛ بسیار دلگیر؛ دشوارترین یا چالش‌برانگیزترین؛ مربوط به تاریک‌ترین دوران تاریخ
adv. تا حد اعلی؛ بسیار تاریک

عبارات و ترکیب‌ها

darkest hour

سیاه‌ترین ساعت

darkest night

سیاه‌ترین شب

darkest secret

پنهانی‌ترین راز

darkest corner

گوشه تاریک‌ترین

darkest days

سیاه‌ترین روزها

feeling darkest

احساس تاریکی

darkest side

سیاه‌ترین جنبه

darkest depths

اعماق تاریک‌ترین

darkest time

سیاه‌ترین زمان

darkest blue

آبی‌ترین تاریکی

جملات نمونه

the darkest hour is often followed by dawn.

تاریک‌ترین ساعت اغلب با سپیده‌دم همراه است.

he felt a sense of dread in the darkest corners of the house.

او در گوشه‌های تاریک خانه احساس ترس کرد.

the darkest secret was finally revealed to the public.

جنجالی‌ترین راز بالاخره برای عموم فاش شد.

she experienced her darkest days after the loss of her father.

او بعد از مرگ پدرش بدترین روزهای زندگی خود را تجربه کرد.

the darkest night of the year is perfect for stargazing.

تاریک‌ترین شب سال برای تماشای ستارگان عالی است.

the detective delved into the darkest aspects of human nature.

مامور پلیس به تاریک‌ترین جنبه‌های طبیعت انسان پرداخت.

the forest was dense and the darkest place i'd ever seen.

جنگل متراکم بود و تاریک‌ترین مکانی بود که تا به حال دیده بودم.

the darkest fear is often the fear of the unknown.

ترسناک‌ترین ترس اغلب ترس از ناشناخته‌هاست.

the comedian joked about the darkest moments in his life.

بازیکن خنده‌دار درباره تاریک‌ترین لحظات زندگی خود شوخی کرد.

the darkest red in the painting conveyed a sense of anger.

تاریک‌ترین رنگ قرمز در نقاشی احساس خشم را منتقل می‌کرد.

they were facing their darkest challenge yet as a team.

آنها در حال مواجهه با چالش تاریک‌تر از همیشه به عنوان یک تیم بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید