sunshiny

[ایالات متحده]/ˈsʌnʃaɪni/
[بریتانیا]/ˈsʌnˌʃaɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه نور خورشید درخشان؛ به طور خوشایند گرم و روشن؛ به دلیل نور خورشید مفید برای رشد

عبارات و ترکیب‌ها

sunshiny day

روز آفتابی

sunshiny weather

آب و هوای آفتابی

sunshiny smile

لبخند آفتابی

sunshiny afternoon

بعد از ظهر آفتابی

sunshiny morning

صبح آفتابی

sunshiny picnic

پیک نیک آفتابی

sunshiny garden

باغ آفتابی

sunshiny weekend

آخر هفته آفتابی

sunshiny outlook

دیدگاه آفتابی

sunshiny vibes

فضای آفتابی

جملات نمونه

it was a sunshiny day at the beach.

یک روز آفتابی در ساحل بود.

the sunshiny weather lifted everyone's spirits.

هوا آفتابی روحیه همه را بالا برد.

we decided to go for a picnic on the sunshiny afternoon.

ما تصمیم گرفتیم برای پیک نیک به بعد از ظهر آفتابی برویم.

the garden looked beautiful under the sunshiny sky.

باغ در زیر آسمان آفتابی زیبا به نظر می رسید.

children love to play outside on sunshiny days.

بچه ها عاشق بازی کردن در فضای باز در روزهای آفتابی هستند.

she wore her favorite dress on the sunshiny morning.

او لباس مورد علاقه خود را در صبح آفتابی پوشید.

they went hiking because it was a sunshiny weekend.

آنها به پیاده روی رفتند زیرا آخر هفته آفتابی بود.

the sunshiny afternoon was perfect for a stroll in the park.

بعد از ظهر آفتابی برای قدم زدن در پارک عالی بود.

her smile was as bright as the sunshiny day.

لبخندش به اندازه روز آفتابی روشن بود.

on a sunshiny morning, everything feels possible.

در یک صبح آفتابی، همه چیز ممکن به نظر می رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید