solar sunspace
فضای آفتابی خورشیدی
passive sunspace
فضای آفتابی غیرفعال
attached sunspace
فضای آفتابی متصل
residential sunspace
فضای آفتابی مسکونی
sunspace addition
اضافه کردن فضای آفتابی
heated sunspace
فضای آفتابی گرمایشدار
buffer sunspace
فضای آفتابی بافر
enclosed sunspace
فضای آفتابی سرپوشیده
sunspace design
طراحی فضای آفتابی
comfortable sunspace
فضای آفتابی راحت
the sunspace was filled with lush green plants.
فضای آفتابی با گیاهان سبز و سرسبز پر شده بود.
we enjoy breakfast in the sunspace every morning.
ما هر روز صبح در فضای آفتابی صبحانه میخوریم.
the sunspace provides natural heating for the house.
فضای آفتابی گرمایش طبیعی را برای خانه فراهم میکند.
she grew vegetables in the sunspace during winter.
او در طول زمستان سبزیجات را در فضای آفتابی پرورش داد.
the sunspace has large windows facing south.
فضای آفتابی دارای پنجرههای بزرگ رو به جنوب است.
our cat loves sleeping in the warm sunspace.
گربه ما عاشق خوابیدن در فضای آفتابی گرم است.
the sunspace doubles as a reading room.
فضای آفتابی به عنوان یک اتاق مطالعه نیز عمل میکند.
we installed solar panels in the sunspace roof.
ما پنلهای خورشیدی را در سقف فضای آفتابی نصب کردیم.
the sunspace became our favorite relaxation spot.
فضای آفتابی به مکان مورد علاقه ما برای استراحت تبدیل شد.
flowers bloom year-round in the sunspace.
گلها در طول سال در فضای آفتابی شکوفا میشوند.
the sunspace connects the house to the garden.
فضای آفتابی خانه را به باغ متصل میکند.
i drink tea while watching the sunset in the sunspace.
من چای مینوشم در حالی که غروب خورشید را در فضای آفتابی تماشا میکنم.
solar sunspace
فضای آفتابی خورشیدی
passive sunspace
فضای آفتابی غیرفعال
attached sunspace
فضای آفتابی متصل
residential sunspace
فضای آفتابی مسکونی
sunspace addition
اضافه کردن فضای آفتابی
heated sunspace
فضای آفتابی گرمایشدار
buffer sunspace
فضای آفتابی بافر
enclosed sunspace
فضای آفتابی سرپوشیده
sunspace design
طراحی فضای آفتابی
comfortable sunspace
فضای آفتابی راحت
the sunspace was filled with lush green plants.
فضای آفتابی با گیاهان سبز و سرسبز پر شده بود.
we enjoy breakfast in the sunspace every morning.
ما هر روز صبح در فضای آفتابی صبحانه میخوریم.
the sunspace provides natural heating for the house.
فضای آفتابی گرمایش طبیعی را برای خانه فراهم میکند.
she grew vegetables in the sunspace during winter.
او در طول زمستان سبزیجات را در فضای آفتابی پرورش داد.
the sunspace has large windows facing south.
فضای آفتابی دارای پنجرههای بزرگ رو به جنوب است.
our cat loves sleeping in the warm sunspace.
گربه ما عاشق خوابیدن در فضای آفتابی گرم است.
the sunspace doubles as a reading room.
فضای آفتابی به عنوان یک اتاق مطالعه نیز عمل میکند.
we installed solar panels in the sunspace roof.
ما پنلهای خورشیدی را در سقف فضای آفتابی نصب کردیم.
the sunspace became our favorite relaxation spot.
فضای آفتابی به مکان مورد علاقه ما برای استراحت تبدیل شد.
flowers bloom year-round in the sunspace.
گلها در طول سال در فضای آفتابی شکوفا میشوند.
the sunspace connects the house to the garden.
فضای آفتابی خانه را به باغ متصل میکند.
i drink tea while watching the sunset in the sunspace.
من چای مینوشم در حالی که غروب خورشید را در فضای آفتابی تماشا میکنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید