superannuated

[ایالات متحده]/ˌsuːpərˈænjueɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈænjueɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بازنشسته و دریافت‌کننده‌ی مستمری، منسوخ.
Word Forms
قسمت سوم فعلsuperannuated

جملات نمونه

a superannuated employee

یک کارمند بازنشسته.

she is not superannuated and has no paid holiday.

او بازنشسته نیست و مرخصی با حقوق ندارد.

نمونه‌های واقعی

Nothing is more tiresome than a superannuated pedagogue.

هیچ چیز خسته‌کننده‌تر از یک معلم بازنشسته نیست.

منبع: The Education of Henry Adams (Volume 2)

He could have spared a world of superannuated history, science, or politics, to have reversed better in waltzing.

او می‌توانست از دنیایی از تاریخ، علم یا سیاست‌های منسوخ صرف نظر کند تا در رقص بهتر عمل کند.

منبع: The Education of Henry Adams (Part Two)

The husband's business was that of a gunmaker in a thriving city northwards, and his soul was in that business always; the lady was best characterized by that superannuated phrase of elegance 'a votary of the muse'.

همسر صاحب کسب و کار یک سازنده اسلحه در یک شهر شکوفا در شمال بود و روحش همیشه در آن کسب و کار بود؛ خانم را می‌توان با آن عبارت منسوخ‌شده از ظرافت، 'یک پیرو مِیوِز' توصیف کرد.

منبع: Wessex Novels (Volume 1)

When I have written a phrase which undoubtedly embodies a happy turn of thought, I find it dressed up in feeble commonplace; and when the style is good, it serves only to conceal the baldness of superannuated fancies.

وقتی عبارتی را می‌نویسم که به طور غیرقابل‌انکار تجسم یک چرخش خوشایند در تفکر است، آن را در زبان ساده و ضعیف می‌بینم؛ و وقتی سبک خوب است، تنها برای پنهان کردن بی‌ربطی‌های خیال‌پردازی‌های منسوخ‌شده خدمت می‌کند.

منبع: Three mysterious people

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید