superfluity

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈfluːəti/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈfluːəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار یا مقدار بیش از حد؛ اقلام اضافی

جملات نمونه

a superfluity of unoccupied time.

یک حاشیه زمانی بیش از حد

could do without such superfluities as a second car.

می‌توانست بدون چنین اضافاتی مانند یک ماشین دوم کنار بیاید.

Do not permit children to indulge in superfluities until esqsentials are met.

به کودکان اجازه ندهید تا زمانی که نیازهای اساسی برآورده نشده‌اند، در اضافات غرق شوند.

The superfluity of food at the party was overwhelming.

افراط در غذا در مهمانی طاقت‌فرسا بود.

He was known for his superfluity of wealth and extravagant lifestyle.

او به خاطر ثروت و سبک زندگی پر زرق و برقش شناخته شده بود.

The superfluity of options made it difficult to make a decision.

افراط در گزینه‌ها تصمیم‌گیری را دشوار کرد.

The superfluity of information available online can be overwhelming.

افراط در اطلاعات موجود آنلاین می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

She enjoyed the superfluity of choices at the buffet.

او از تنوع انتخاب‌ها در بوفه لذت برد.

The superfluity of decorations in the room made it feel cluttered.

افراط در تزئینات اتاق باعث شد احساس شلوغی کند.

He was criticized for the superfluity of words in his speech.

او به خاطر زیاده‌گویی در کلمات در سخنرانی‌اش مورد انتقاد قرار گرفت.

The superfluity of clothing in her wardrobe was evident.

افراط در لباس در کمد لباس او آشکار بود.

The superfluity of ads on the website made it difficult to navigate.

افراط در تبلیغات در وب سایت باعث شد ناوبری دشوار شود.

She was overwhelmed by the superfluity of gifts she received on her birthday.

او تحت تأثیر هدیه‌هایی که در روز تولدش دریافت کرد، قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید