superphylum

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈfaɪləm/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈfaɪləm/

ترجمه

n. یک رتبه تکسونومیکی بالاتر از فیلوم و پایین‌تر از پادشاهی
شکل‌های واژه

جملات نمونه

in biological taxonomy, a superphylum is a rank above phylum.

در طبقه‌بندی زیستی، یک ابرنوع یک رتبه بالاتر از نوع است.

the superphylum groups several related phyla together.

ایبرنوع چند نوع مرتبط را در یک گروه قرار می‌دهد.

scientists use the term superphylum to classify animals.

دانشمندان از اصطلاح ابرنوع برای طبقه‌بندی حیوانات استفاده می‌کنند.

the deuterostomia is a well-known superphylum in the animal kingdom.

دیوترستومیا یک ابرنوع معروف در سلطه حیوانات است.

a superphylum represents a major branch of the evolutionary tree.

یک ابرنوع یک شاخه اصلی در درخت تکامل را نشان می‌دهد.

taxonomists debate the placement of certain groups within superphylum.

طبقه‌بندگان در مورد جایگزینی گروه‌های خاص درون ابرنوع بحث می‌کنند.

the superphylum bilateria includes most animal phyla.

ایبرنوع بی‌латریا بیشتر انواع حیوانی را شامل می‌شود.

molecular studies have redefined traditional superphylum boundaries.

مطالعات مولکولی مرزهای سنتی ابرنوع را بازنویسی کرده‌اند.

the superphylum concept helps organize biological diversity.

مفهوم ابرنوع به سازمان‌دهی تنوع زیستی کمک می‌کند.

some classifications recognize multiple superphylum levels.

برخی طبقه‌بندی‌ها سطوح چندگانه ابرنوع را شناسایی می‌کنند.

the superphylum protostomia contains diverse invertebrate groups.

ایبرنوع پروتوستومیا گروه‌های گوناگون حشرات‌خورده را شامل می‌شود.

the arthropod superphylum includes insects, spiders, and crustaceans.

ایبرنوع آرترپود شامل حشرات، پارچه‌پای‌ها و گویچه‌های دریایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید