superstitious

[ایالات متحده]/suːpə'stɪʃəs/
[بریتانیا]/'sʊpɚ'stɪʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Adj. باور به نیروهای یا رویدادهای ماوراء طبیعی و اغلب به عنوان نتیجه رفتار غیر منطقی.

عبارات و ترکیب‌ها

superstitious beliefs

باورهای خرافه ای

superstitious practices

خرافات رایج

superstitious behavior

رفتار خرافی

superstitious customs

رسوم خرافی

جملات نمونه

She is superstitious about spilling salt on the table.

او در مورد ریختن نمک روی میز خرافه است.

the idea seems too superstitious by half.

ایده به نظر خیلی خرافه آلود می رسد.

They aim to deliver the people who are in bondage to superstitious belief.

آنها هدفشان رهایی مردمی است که در بند باورهای خرافی هستند.

It is a superstitious idea that the ghost can cast a living man under a spell.

این یک ایده خرافه آلود است که ارواح می توانند یک مرد زنده را تحت تأثیر قرار دهند.

These superstitious practices should be abolished as soon as possible.

این باورهای جادویی باید در اسرع وقت لغو شود.

All these old novels bear the religions and superstitious characters of the feudal society.

تمام این رمان‌های قدیمی حامل باورهای مذهبی و خرافاتی جامعه فئودال هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید