supervening

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈviːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈviːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان یک افزودنی یا نتیجه رخ دادن

عبارات و ترکیب‌ها

supervening event

واقعه پیش‌آمد

supervening cause

علت پیش‌آمد

supervening condition

شرایط پیش‌آمد

supervening obligation

تعهد پیش‌آمد

supervening necessity

ضرورت پیش‌آمد

supervening rights

حقوق پیش‌آمد

supervening circumstances

شرایط پیش‌بینی نشده

supervening factors

عوامل پیش‌آمد

supervening issues

مسائل پیش‌آمد

supervening principles

اصول پیش‌آمد

جملات نمونه

supervening circumstances can change the outcome of a project.

شرایط پیش‌بینی‌نشده می‌توانند بر نتیجه یک پروژه تأثیر بگذارند.

the supervening effects of the new law were felt immediately.

اثرات فوری قوانین جدید به سرعت احساس شد.

supervening issues may complicate negotiations.

مشکلات پیش‌بینی‌نشده ممکن است مذاکرات را پیچیده کند.

they faced supervening challenges during the event.

آنها در طول رویداد با چالش‌های پیش‌بینی‌نشده روبرو شدند.

the supervening events led to a reevaluation of the strategy.

رویدادهای پیش‌بینی‌نشده منجر به بازنگری در استراتژی شد.

supervening factors must be taken into account in planning.

عوامل پیش‌بینی‌نشده باید در برنامه‌ریزی در نظر گرفته شوند.

there were supervening developments that altered their plans.

توسعه‌های پیش‌بینی‌نشده وجود داشت که برنامه‌های آنها را تغییر داد.

supervening difficulties can arise unexpectedly.

مشکلات پیش‌بینی‌نشده می‌توانند به طور غیرمنتظره‌ای ایجاد شوند.

the supervening situation required immediate action.

وضعیت پیش‌بینی‌نشده نیاز به اقدام فوری داشت.

supervening conditions have made the project more complex.

شرایط پیش‌بینی‌نشده پروژه را پیچیده‌تر کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید