suppe

[ایالات متحده]/ˈsʊpə/
[بریتانیا]/ˈsʊpə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی آلمانی
شکل‌های واژه
جمعsuppes

جملات نمونه

i would like to order a bowl of hot chicken soup.

می‌خواهم یک فنجان سوپ گوجه‌فرنگی گرم سفارش دهم.

my grandmother makes the best vegetable soup in the world.

مادربزرگ من بهترین سوپ گیاهی دنیا را می‌کشد.

can you please pass the salt for my soup?

لطفاً نمک سوپ من را برام بیاور.

we usually eat tomato soup with grilled cheese sandwiches.

ما معمولاً سوپ گوجه‌فرنگی را با ساندویچ‌های پنیر گرم می‌خوریم.

the waiter brought a spoon for the soup.

خدمتکار یک چنگال برای سوپ آورد.

this recipe requires fresh mushrooms for the soup base.

این رецپی برای پایه سوپ نیاز به گوجه‌فرنگی تازه دارد.

she felt much better after drinking some warm soup.

پس از نوشیدن یک لیوان سوپ گرم، او بهتر احساس کرد.

the chef is famous for his delicious seafood soup.

شکم‌پز در مورد سوپ ماهی خوشمزه‌اش معروف است.

please do not put too much pepper in the soup.

لطفاً چیزی زیاد به سوپ نیاورید.

he bought a can of mushroom soup at the supermarket.

او یک قوطی سوپ گوجه‌فرنگی از فروشگاه اسپری خرید.

the soup needs to simmer for at least two hours.

سوپ باید حداقل دو ساعت در آب جوش بماند.

dinner tonight will be a light salad and some soup.

شام امروز یک سالاد سبک و یک سوپ خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید