suppurating

[ایالات متحده]/ˈsʌp.jʊ.reɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌp.jə.reɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند تولید چرک؛ دچار فساد یا عفونت شدن

عبارات و ترکیب‌ها

suppurating wound

ترک زخم چرکی

suppurating infection

عفونت چرکی

suppurating lesion

ضایعه چرکی

suppurating abscess

آبسه چرکی

suppurating tissue

بافت چرکی

suppurating sore

زخم چرکی

suppurating glands

غدد چرکی

suppurating drainage

ترشحات چرکی

suppurating cyst

کیست چرکی

suppurating skin

پوست چرکی

جملات نمونه

the wound is suppurating and needs medical attention.

زخم در حال چرکی کردن است و نیاز به مراقبت‌های پزشکی دارد.

he noticed a suppurating sore on his arm.

او یک زخم چرکی در بازوی خود متوجه شد.

suppurating infections can lead to serious complications.

عفونت‌های چرکی می‌توانند منجر به عوارض جدی شوند.

the doctor examined the suppurating abscess carefully.

پزشک آبسه چرکی را با دقت معاینه کرد.

suppurating lesions require prompt treatment.

ضایعات چرکی نیاز به درمان سریع دارند.

she was worried about the suppurating cut on her foot.

او نگران بریدگی چرکی روی پای خود بود.

infected wounds often become suppurating and painful.

زخم‌های عفونی اغلب چرکی و دردناک می‌شوند.

the patient was diagnosed with a suppurating infection.

بیمار به عفونت چرکی مبتلا تشخیص داده شد.

he applied a bandage to the suppurating area.

او یک باند به ناحیه چرکی زد.

it's important to clean suppurating wounds regularly.

تمیز کردن منظم زخم‌های چرکی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید