levy

[ایالات متحده]/ˈlevi/
[بریتانیا]/ˈlevi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحمیل (مالیات و غیره)
n. تحمیل؛ مالیات

عبارات و ترکیب‌ها

levy a tax

وضع مالیات

levy a fine

جریمه وضع کردن

levy charges

هزینه ها را وضع کردن

levy duties

عوارض وضع کردن

levy tariffs

تعرفه ها را وضع کردن

levy an assessment

ارزیابی وضع کردن

levy a penalty

جریمه وضع کردن

levy a fee

حق الزحمه وضع کردن

tax levy

مالیات

levy on

مالیات بر

levy tax

مالیات وضع کردن

transaction levy

مالیات تراکنش

جملات نمونه

levy a ransom on sb.

درخواست باج و باجگیري از كسي

They levy a tax on him.

آنها مالیات بر او وضع می‌کنند.

there will be powers to levy the owner.

قدرتی برای وضع مالیات بر مالک وجود خواهد داشت.

there were no goods to levy upon.

هیچ کالایی برای وضع مالیات وجود نداشت.

green levies and veteran soldiers

مالیات سبز و سربازان با تجربه

he sought to levy one man from each vill for service.

او به دنبال وضع یک مرد از هر دهکده برای خدمت بود.

A direct food levy was imposed by the local government.

یک مالیات مستقیم بر غذا توسط دولت محلی وضع شد.

The court may have to levy on your property to pay your debts.

دادگاه ممکن است مجبور شود برای پرداخت بدهی‌های شما بر دارایی شما وضع مالیات کند.

additionally, many countries levy taxes that do not apply in Britain.

علاوه بر این، بسیاری از کشورها مالیاتی وضع می کنند که در بریتانیایی اعمال نمی شود.

6.As Levy observes, “This nonrepudiation feature is the electronic equivalent of a notary public seal.

6.همانطور که لووی اشاره می کند: "این ویژگی عدم انکار معادل مهر یک دفتر اسناد رسمی الکترونیکی است.

police forces receive 49 per cent of their funding from local government via a levy on the rates.

نیروی انتظامی 49 درصد از بودجه خود را از دولت محلی از طریق مالیات بر عوارض دریافت می کند.

Joe Levy, deputy editor of Rolling Stone magazine, said this indicated "a little bit of taste for hard core and honky-tonk .

جو لوی، ویراستار معاون مجله رولینگ استون، گفت این نشان دهنده "سلیقه‌ای کمی برای هسته سخت و هانکی تونک است."

There may also be Interest Levy on the tax underpayment resulting from the interest expense disallowance made by the tax authorities under the thin capitalization rules.

احتمالاً مالیات بر کسری مالیات ناشی از عدم پذیرش هزینه بهره توسط مراجع مالیاتی تحت قوانین سرمایه گذاری نازک نیز وجود دارد.

At the same time, to levy enough in time and operate macro-economic control well, levier should plan tax by improving on tax laws and enhancing the management of tax.

همزمان، برای وضع مالیات کافی در زمان و اداره خوب کنترل کلان اقتصادی، مالیات‌گذار باید با بهبود قوانین مالیاتی و افزایش مدیریت مالیات برنامه‌ریزی کند.

Their children that were left after them in the land, whom the children of Israel also were not able utterly to destroy, upon those did Solomon levy a tribute of bondservice unto this day.

فرزندان آنها که پس از آنها در سرزمین باقی ماندند، فرزندان اسرائیل نیز نتوانستند آنها را به طور کامل نابود کنند، بر آنها سليمان مالیات و خدمت اجباری تا امروز وضع کرد.

Most of those scientists, including Levy, still support water fluoridation as a proved method of controlling tooth decay, especially in populations where oral hygiene is poor.

اکثر آن دانشمندان، از جمله لووی، هنوز از فلوراید کردن آب به عنوان یک روش اثبات شده برای کنترل پوسیدگی دندان، به ویژه در جمعیت هایی که بهداشت دهان و دندان ضعیف است، حمایت می کنند.

نمونه‌های واقعی

In 1874, England made income tax a permanent levy on its citizens.

در سال 1874، انگلستان مالیات بر درآمد را به عنوان یک مالیات دائمی بر شهروندان خود وضع کرد.

منبع: Rich Dad Poor Dad

That is how taxes were eventually levied on the middle class.

اینگونه بود که مالیات ها در نهایت بر طبقه متوسط وضع شد.

منبع: Rich Dad Poor Dad

Those are actually larger levies than the Commerce Department had recommended.

اینها در واقع مالیات های بزرگتری نسبت به توصیه های وزارت بازرگانی هستند.

منبع: NPR News March 2018 Collection

Appropriate reductions will be made to transaction fees levied on micro and small businesses.

کاهش های مناسب در هزینه های تراکنش اعمال خواهد شد که بر کسب و کارهای کوچک و متوسط تحمیل می شود.

منبع: 2021 Government Work Report

Some UK cities have lobbied without success for the power to levy a charge on Visitors.

برخی از شهرهای بریتانیا بدون موفقیت برای کسب این قدرت که مالیاتی را از بازدیدکنندگان دریافت کنند، لابی کرده اند.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

Wow. But this is still China fighting back, even before the U.S. has levied even more severe China-specific tariffs?

واو. اما این هنوز چین است که در حال مقابله است، حتی قبل از اینکه ایالات متحده تعرفه های خاص چین را حتی بیشتر تحمیل کند؟

منبع: NPR News April 2018 Collection

Because he levied war on his own subjects.

زیرا او جنگی با رعایای خود آغاز کرد.

منبع: "BBC Documentary Versailles Palace" detailed explanation

Yesterday, Rouhani had hinted that he might block regional oil exports if the U.S. levied additional sanctions.

دیروز، روحانی اشاره کرد که ممکن است صادرات نفت منطقه ای را در صورت تحمیل تحریم های بیشتر توسط ایالات متحده مسدود کند.

منبع: PBS English News

Business rates (property taxes levied on firms) are put into a central pot and redistributed according to need.

نرخ های تجاری (مالیات بر دارایی که بر شرکت ها تحمیل می شود) در یک سهمه مرکزی قرار می گیرند و بر اساس نیاز دوباره توزیع می شوند.

منبع: The Economist - International

A judge has now overruled the city's decision to stop levying fines, ordering them restored.

یک قاضی اکنون تصمیم شهرداری برای توقف اعمال جریمه را لغو کرده و دستور به بازیابی آنها را صادر کرده است.

منبع: Past exam papers for English reading comprehension (English II) in the postgraduate entrance examination.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید