susurrated

[ایالات متحده]/ˈsʌsəreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈsʌsəˌreɪtɪd/

ترجمه

vi. صدای نرم، پچ پچ یا خش خش کردن را ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

susurrated whispers

نجواهای زمزمه‌وار

susurrated breeze

نسیم زمزمه‌وار

susurrated leaves

برگ‌های زمزمه‌وار

susurrated song

آهنگ زمزمه‌وار

susurrated secrets

رازهای زمزمه‌وار

susurrated thoughts

افکار زمزمه‌وار

susurrated echoes

پژواک‌های زمزمه‌وار

susurrated murmurs

زمزمه‌های آرام

susurrated sounds

صداهای زمزمه‌وار

susurrated voices

صداهای زمزمه‌وار

جملات نمونه

the wind susurrated through the trees, creating a soothing melody.

باد ملایمی در میان درختان می‌وزید و نوای دلپذیری ایجاد می‌کرد.

she susurrated sweet nothings in his ear, making him smile.

او حرف‌های عاشقانه و بی‌معنایی در گوشش زمزمه کرد و او را به خنده واداشت.

the leaves susurrated softly as the breeze passed by.

برگ‌ها با گذر باد به آرامی زمزمه می‌کردند.

as they walked, the river susurrated alongside them.

در حالی که آن‌ها راه می‌رفتند، رودخانه در کنارشان جریان داشت و زمزمه می‌کرد.

the audience susurrated in anticipation before the show started.

تماشاگران در انتظار شروع نمایش زمزمه می‌کردند.

he susurrated words of comfort to the frightened child.

او کلمات دلداری را به کودک ترسیده زمزمه کرد.

the old book's pages susurrated as she turned them.

وقتی او آن‌ها را ورق می‌زد، صفحات کتاب قدیمی زمزمه می‌کردند.

in the quiet room, the clock susurrated softly.

در اتاق آرام، ساعت به آرامی زمزمه می‌کرد.

they susurrated secrets to each other in the dark.

آن‌ها رازهایی را در تاریکی به یکدیگر زمزمه کردند.

the ocean susurrated against the shore, lulling her to sleep.

اقیانوس در برابر ساحل زمزمه می‌کرد و او را به خواب می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید