rustled

[ایالات متحده]/ˈrʌs.əld/
[بریتانیا]/ˈrʌs.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای نرم و خفه‌ای ایجاد کرد

عبارات و ترکیب‌ها

rustled leaves

برگ‌های خش‌خش‌کن

rustled paper

کاغذهای خش‌خش‌کن

rustled feathers

پر‌های خش‌خش‌کن

rustled branches

شاخه های خش خش کن

rustled grass

چمن‌های خش‌خش‌کن

rustled fabric

پارچه های خش خش کن

rustled wind

باد خش خش کن

rustled bushes

بوته های خش خش کن

rustled curtains

پرده های خش خش کن

rustled pages

صفحه های خش خش کن

جملات نمونه

the leaves rustled in the gentle breeze.

برگ‌ها در نسیم ملایم خش‌خش می‌کردند.

she rustled through the papers on her desk.

او در میان کاغذهای روی میزش خش‌خش کرد.

the wind rustled the curtains in the window.

باد پرده‌ها را در پنجره به حرکت درآورد.

the rabbit rustled in the bushes.

خرگوش در بوته‌ها خش‌خش می‌کرد.

he rustled the bag to find his keys.

او برای پیدا کردن کلیدهایش، کیف را به هم ریخت.

the crowd rustled with excitement as the show began.

با شروع نمایش، جمعیت با هیجان خش‌خش می‌کردند.

she rustled the pages of the book to find the right chapter.

او برای پیدا کردن فصل مناسب، صفحات کتاب را به هم ریخت.

the leaves rustled softly underfoot.

برگ‌ها به آرامی زیر پا خش‌خش می‌کردند.

he rustled a few dollars from his pocket.

او چند دلار از جیبش بیرون ریخت.

the sound of rustled paper filled the room.

صدای خش‌خش کاغذها اتاق را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید