chattered away
ور صحبت کرد
chattered excitedly
با هیجان صحبت کرد
chattered non-stop
بدون توقف صحبت کرد
chattered loudly
بلند صحبت کرد
chattered nervously
با اضطراب صحبت کرد
chattered happily
با خوشحالی صحبت کرد
chattered briefly
به طور خلاصه صحبت کرد
chattered softly
به آرامی صحبت کرد
chattered cheerfully
با خوشمزاجی صحبت کرد
chattered away happily
با خوشحالی و به طور مداوم صحبت کرد
the children chattered excitedly about their day at the zoo.
کودکان با هیجان درباره روز خود در باغ وحش صحبت کردند.
they chattered away while waiting for the bus.
در حالی که منتظر اتوبوس بودند، با صدای بلند صحبت کردند.
the birds chattered in the trees as the sun rose.
با طلوع خورشید، پرندگان در درختان با صدای بلند صحبت کردند.
during lunch, the coworkers chattered about their weekend plans.
در زمان ناهار، همکاران درباره برنامههای آخر هفته خود صحبت کردند.
she chattered nervously before her big presentation.
او قبل از ارائه بزرگ خود با اضطراب صحبت کرد.
the friends chattered over coffee, sharing stories and laughter.
دوستان در حالی که داستانها و خندهها را با هم به اشتراک میگذاشتند، در مورد قهوه صحبت کردند.
the students chattered about the upcoming exam.
دانشجویان درباره امتحان آینده صحبت کردند.
as they walked through the park, they chattered about everything.
همانطور که در پارک قدم می زدند، درباره همه چیز صحبت کردند.
the siblings chattered playfully while playing games.
برادر و خواهرها در حالی که بازی می کردند، به طور بازیگانه صحبت کردند.
she chattered with her friends on the phone for hours.
او ساعتها با دوستانش تلفنی صحبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید