es suyo
این متعلق به اوست
un amigo suyo
یک دوست او
lo suyo
آن متعلق به اوست
por suyo
به دلیل متعلق به او
hacerse suyo
متعلق به او شدن
de suyo
به طور طبیعی
todos son suyos
همه متعلق به او هستند
es puramente suyo
این کاملاً متعلق به اوست
nada es suyo
هیچ چیز متعلق به او نیست
como suyo
همانند متعلق به او
the ambitious project was entirely her doing.
این پروژه طموح به طور کامل از سوی او بود.
he signed the contract without reading the fine print.
او قرارداد را بدون خواندن ملاحظات جزئی امضا کرد.
developing a thick skin is necessary in this industry.
در این صنعت توسعه پوست ضخیم ضروری است.
the scientists wanted to test the validity of their theory.
دانشمندان میخواستند صحت نظریهشان را آزمایش کنند.
eventually, he succumbed to the illness he had fought for years.
در نهایت، او به بیماری که سالها با آن مبارزه کرده بود، مغلوب شد.
don't let others dictate how you should live your life.
دیگران را اجازه ندهید بگویند چگونه زندگیتان را باید زیست.
silence can often speak louder than words in a negotiation.
خاموشی گاهی در یک مذاکره صدای بلندتری از کلمات دارد.
the car still runs smoothly despite being quite old.
این ماشین هنوز به خوبی کار میکند، با اینکه بسیار قدیمی است.
she paid for her mistakes with years of regret.
او برای اشتباهات خود با سالها پشیمانی پرداخت.
we need to claim responsibility for the accident.
ما باید مسئولیت حادثه را پذیرفته و قبول کنیم.
is this seat yours, or is it free?
این صندلی متعلق به شماست یا آزاد است؟
he makes no bones about his ambition to become ceo.
او در مورد طمع خود برای شغل رییس اجرایی چیزی پنهان نمیکند.
the choice is yours to make, not mine.
انتخاب را شما دارید، نه من.
they inaugurated the new president with a grand ceremony.
آنها با یک مراسم بزرگ رییس جدید را به رسمیت میگذارند.
the distinct style of the painting suggests it is his work.
سبک متمایز نقاشی نشان میدهد که این کار اوست.
es suyo
این متعلق به اوست
un amigo suyo
یک دوست او
lo suyo
آن متعلق به اوست
por suyo
به دلیل متعلق به او
hacerse suyo
متعلق به او شدن
de suyo
به طور طبیعی
todos son suyos
همه متعلق به او هستند
es puramente suyo
این کاملاً متعلق به اوست
nada es suyo
هیچ چیز متعلق به او نیست
como suyo
همانند متعلق به او
the ambitious project was entirely her doing.
این پروژه طموح به طور کامل از سوی او بود.
he signed the contract without reading the fine print.
او قرارداد را بدون خواندن ملاحظات جزئی امضا کرد.
developing a thick skin is necessary in this industry.
در این صنعت توسعه پوست ضخیم ضروری است.
the scientists wanted to test the validity of their theory.
دانشمندان میخواستند صحت نظریهشان را آزمایش کنند.
eventually, he succumbed to the illness he had fought for years.
در نهایت، او به بیماری که سالها با آن مبارزه کرده بود، مغلوب شد.
don't let others dictate how you should live your life.
دیگران را اجازه ندهید بگویند چگونه زندگیتان را باید زیست.
silence can often speak louder than words in a negotiation.
خاموشی گاهی در یک مذاکره صدای بلندتری از کلمات دارد.
the car still runs smoothly despite being quite old.
این ماشین هنوز به خوبی کار میکند، با اینکه بسیار قدیمی است.
she paid for her mistakes with years of regret.
او برای اشتباهات خود با سالها پشیمانی پرداخت.
we need to claim responsibility for the accident.
ما باید مسئولیت حادثه را پذیرفته و قبول کنیم.
is this seat yours, or is it free?
این صندلی متعلق به شماست یا آزاد است؟
he makes no bones about his ambition to become ceo.
او در مورد طمع خود برای شغل رییس اجرایی چیزی پنهان نمیکند.
the choice is yours to make, not mine.
انتخاب را شما دارید، نه من.
they inaugurated the new president with a grand ceremony.
آنها با یک مراسم بزرگ رییس جدید را به رسمیت میگذارند.
the distinct style of the painting suggests it is his work.
سبک متمایز نقاشی نشان میدهد که این کار اوست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید