things happen
چیزها اتفاق می افتند
bad things
چیزهای بد
such things
چنین چیزهایی
new things
چیزهای جدید
important things
چیزهای مهم
little things
چیزهای کوچک
things change
چیزها تغییر میکنند
do things
چیزها را انجام بده
those things
آن چیزها
things went
چیزها پیش رفت
we need to sort out these things before we leave.
ما باید این مسائل را قبل از رفتن مرتب کنیم.
he has a lot of important things to consider.
او باید مسائل مهم زیادی را در نظر بگیرد.
the most important thing is to stay calm.
مهمترین چیز این است که آرام بمانید.
i've got a few things to do this afternoon.
من کارهای کمی برای انجام دادن در این بعد از ظهر دارم.
all things considered, it was a good trip.
با توجه به همه چیز، یک سفر خوب بود.
she's good at remembering little things.
او در به خاطر سپردن مسائل کوچک خوب است.
he's always complaining about trivial things.
او همیشه در مورد مسائل جزئی شکایت میکند.
there are many things i want to change.
چیزهای زیادی وجود دارد که میخواهم تغییر دهم.
don't worry about those things right now.
نگران آن مسائل در حال حاضر نباشید.
it's a matter of personal things.
این به مسائل شخصی مربوط میشود.
i'm looking for some new things to try.
من به دنبال چیزهای جدیدی برای امتحان کردن هستم.
he packed all the necessary things.
او همه چیزهای ضروری را بستهبندی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید