fixes

[ایالات متحده]/[fɪks]/
[بریتانیا]/[fɪks]/

ترجمه

v. تعمیر یا اصلاح چیزی که خراب یا به درستی کار نمی‌کند؛ برای قرار دادن یا محکم کردن چیزی در جای خود؛ بهبود یک وضعیت
n. چیزی که مشکلی را برطرف می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

fixes it

Persian_translation

fixing things

Persian_translation

fixes problems

Persian_translation

fixed price

Persian_translation

fixed rate

Persian_translation

fixes errors

Persian_translation

fixed costs

Persian_translation

fixes quickly

Persian_translation

fixed income

Persian_translation

fixes now

Persian_translation

جملات نمونه

the mechanic fixes cars every day.

مکانیک هر روز ماشین‌ها را تعمیر می‌کند.

does this software fix the error message?

آیا این نرم‌افزار پیغام خطا را رفع می‌کند؟

the new patch fixes several security vulnerabilities.

وصله جدید چندین آسیب‌پذیری امنیتی را رفع می‌کند.

we need to fix the broken window.

ما باید شیشه‌ی شکسته را تعمیر کنیم.

can you fix my computer, please?

می‌توانید کامپیوتر من را تعمیر کنید، لطفاً؟

the company fixes its mistakes quickly.

شرکت اشتباهات خود را به سرعت رفع می‌کند.

the chef fixes a delicious meal for us.

آشپز یک غذای خوشمزه برای ما آماده می‌کند.

the plumber fixes leaky pipes.

لوله کش لوله‌های نشتی را تعمیر می‌کند.

the government fixes the budget deficit.

دولت کسری بودجه را رفع می‌کند.

the stylist fixes my hair for the wedding.

آرایشگر موهای من را برای عروسی مرتب می‌کند.

the editor fixes grammatical errors in the text.

ویراستار اشتباهات دستوری را در متن رفع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید