swervings

[ایالات متحده]/ˈswɜː.vɪŋz/
[بریتانیا]/ˈswɜr.vɪŋz/

ترجمه

n. عمل تغییر جهت به طور ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

sharp swervings

چرخش‌های تند

unexpected swervings

چرخش‌های غیرمنتظره

frequent swervings

چرخش‌های مکرر

dangerous swervings

چرخش‌های خطرناک

sudden swervings

چرخش‌های ناگهانی

sharp swervings ahead

چرخش‌های تند در پیش رو

smooth swervings

چرخش‌های نرم

controlled swervings

چرخش‌های کنترل شده

excessive swervings

چرخش‌های بیش از حد

swift swervings

چرخش‌های سریع

جملات نمونه

the car made sudden swervings to avoid the potholes.

خودرو برای جلوگیری از گودال‌ها، حرکات ناگهانی و شدیدی انجام داد.

her swervings on the road caused a traffic jam.

حرکات ناگهانی او در جاده باعث ایجاد ترافیک شد.

swervings in the path can lead to unexpected outcomes.

حرکات غیرمنتظره در مسیر می‌توانند منجر به نتایج غیرمنتظره شوند.

the driver’s swervings were alarming to the passengers.

حرکات ناگهانی راننده برای مسافران نگران‌کننده بود.

frequent swervings can indicate a lack of control.

حرکات ناگهانی مکرر می‌تواند نشان‌دهنده فقدان کنترل باشد.

his swervings while driving were a cause for concern.

حرکات ناگهانی او در حین رانندگی باعث نگرانی بود.

swervings in conversation can lead to misunderstandings.

حرکات غیرمنتظره در مکالمه می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the swervings of the plot kept the audience engaged.

پیچیدگی داستان باعث جذب مخاطب شد.

he navigated the swervings of the trail with ease.

او به راحتی از پیچیدگی مسیر عبور کرد.

swervings in policy can affect public perception.

تغییرات ناگهانی در سیاست می‌تواند بر درک عمومی تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید