veering

[ایالات متحده]/ˈvɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مردد; در حال تغییر
n. چرخش در جهت عقربه‌های ساعت
v. تغییر جهت; تغییر دیدگاه; چرخش در جهت عقربه‌های ساعت (شکل حال استمراری veer)

عبارات و ترکیب‌ها

veering off

انحراف از مسیر

veering away

دور شدن از مسیر

veering towards

حرکت به سمت

veering left

چرخش به چپ

veering right

چرخش به راست

veering back

بازگشت

veering sharply

چرخش تند

veering slightly

چرخش ملایم

veering off course

خروج از مسیر

veering to safety

حرکت به سمت ایمنی

جملات نمونه

the car was veering off the road.

ماشین از جاده منحرف می‌شد.

she felt her thoughts veering into dark territories.

او احساس کرد که افکارش به سمت قلمروهای تاریک منحرف می‌شود.

the discussion started veering away from the main topic.

بحث از موضوع اصلی دور شد.

he noticed the plane veering to the left.

او متوجه شد که هواپیما به سمت چپ منحرف می‌شود.

our plans are veering off course.

برنامه‌های ما از مسیر خارج می‌شوند.

the story began veering into unexpected twists.

داستان به سمت پیچش‌های غیرمنتظره‌ای رفت.

she was veering towards a decision.

او به سمت یک تصمیم در حال حرکت بود.

the cyclist was veering to avoid a pothole.

دوچرخه‌سوار برای جلوگیری از یک گودال به سمت راست منحرف شد.

his career path has been veering in a new direction.

مسیر شغلی او به سمت یک جهت جدید در حال تغییر است.

the wind caused the boat to start veering.

باد باعث شد قایق شروع به منحرف شدن کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید