veering off
انحراف از مسیر
veering away
دور شدن از مسیر
veering towards
حرکت به سمت
veering left
چرخش به چپ
veering right
چرخش به راست
veering back
بازگشت
veering sharply
چرخش تند
veering slightly
چرخش ملایم
veering off course
خروج از مسیر
veering to safety
حرکت به سمت ایمنی
the car was veering off the road.
ماشین از جاده منحرف میشد.
she felt her thoughts veering into dark territories.
او احساس کرد که افکارش به سمت قلمروهای تاریک منحرف میشود.
the discussion started veering away from the main topic.
بحث از موضوع اصلی دور شد.
he noticed the plane veering to the left.
او متوجه شد که هواپیما به سمت چپ منحرف میشود.
our plans are veering off course.
برنامههای ما از مسیر خارج میشوند.
the story began veering into unexpected twists.
داستان به سمت پیچشهای غیرمنتظرهای رفت.
she was veering towards a decision.
او به سمت یک تصمیم در حال حرکت بود.
the cyclist was veering to avoid a pothole.
دوچرخهسوار برای جلوگیری از یک گودال به سمت راست منحرف شد.
his career path has been veering in a new direction.
مسیر شغلی او به سمت یک جهت جدید در حال تغییر است.
the wind caused the boat to start veering.
باد باعث شد قایق شروع به منحرف شدن کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید