swigging beer
نوشیدن آبجو
swigging whiskey
نوشیدن ویسکی
swigging coffee
نوشیدن قهوه
swigging soda
نوشیدن نوشابه
swigging juice
نوشیدن آبمیوه
swigging water
نوشیدن آب
swigging tea
نوشیدن چای
swigging rum
نوشیدن رم
swigging wine
نوشیدن شراب
swigging spirits
نوشیدن مشروبات الکلی
he was swigging a cold beer at the party.
او در مهمانی در حال نوشیدن یک آبجو سرد بود.
after the workout, she enjoyed swigging water.
بعد از تمرین، او از نوشیدن آب لذت برد.
they were swigging whiskey by the campfire.
آنها کنار آتش کمپ در حال نوشیدن ویسکی بودند.
swigging from the bottle, he felt carefree.
در حالی که از بطری می نوشید، احساس بی خیالی کرد.
she was swigging juice while watching tv.
او در حالی که تلویزیون تماشا می کرد، آب میوه می نوشید.
they spent the evening swigging cocktails at the bar.
آنها شب را در بار با نوشیدن کوکتل ها گذراندند.
he was swigging soda during the game.
او در طول مسابقه نوشیدنی گازدار می نوشید.
swigging from a flask, he warmed up in the cold.
در حالی که از یک فلاسک می نوشید، در سرما گرم شد.
she caught him swigging straight from the bottle.
او دید که او مستقیماً از بطری می نوشد.
after a long day, he enjoyed swigging some wine.
بعد از یک روز طولانی، او از نوشیدن کمی شراب لذت برد.
swigging beer
نوشیدن آبجو
swigging whiskey
نوشیدن ویسکی
swigging coffee
نوشیدن قهوه
swigging soda
نوشیدن نوشابه
swigging juice
نوشیدن آبمیوه
swigging water
نوشیدن آب
swigging tea
نوشیدن چای
swigging rum
نوشیدن رم
swigging wine
نوشیدن شراب
swigging spirits
نوشیدن مشروبات الکلی
he was swigging a cold beer at the party.
او در مهمانی در حال نوشیدن یک آبجو سرد بود.
after the workout, she enjoyed swigging water.
بعد از تمرین، او از نوشیدن آب لذت برد.
they were swigging whiskey by the campfire.
آنها کنار آتش کمپ در حال نوشیدن ویسکی بودند.
swigging from the bottle, he felt carefree.
در حالی که از بطری می نوشید، احساس بی خیالی کرد.
she was swigging juice while watching tv.
او در حالی که تلویزیون تماشا می کرد، آب میوه می نوشید.
they spent the evening swigging cocktails at the bar.
آنها شب را در بار با نوشیدن کوکتل ها گذراندند.
he was swigging soda during the game.
او در طول مسابقه نوشیدنی گازدار می نوشید.
swigging from a flask, he warmed up in the cold.
در حالی که از یک فلاسک می نوشید، در سرما گرم شد.
she caught him swigging straight from the bottle.
او دید که او مستقیماً از بطری می نوشد.
after a long day, he enjoyed swigging some wine.
بعد از یک روز طولانی، او از نوشیدن کمی شراب لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید