swines

[ایالات متحده]/swaɪnz/
[بریتانیا]/swaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خوک‌ها; مردم نفرت‌انگیز

عبارات و ترکیب‌ها

greedy swines

خوک های حرص‌گزا

lazy swines

خوک های تنبل

filthy swines

خوک های کثیف

stupid swines

خوک های احمق

fat swines

خوک های چاق

mean swines

خوک های بدجنس

silly swines

خوک های احمقانه

hungry swines

خوک های گرسنه

wild swines

خوک های وحشی

dirty swines

خوک های کثیف

جملات نمونه

swines are often raised for their meat.

گرازها اغلب برای گوشتشان پرورش داده می‌شوند.

farmers need to take care of their swines properly.

کشاورزان باید به درستی از گرازهای خود مراقبت کنند.

swines can be quite intelligent animals.

گرازها می‌توانند حیواناتی بسیار باهوش باشند.

in some cultures, swines are considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، گرازها به عنوان غذای خاصی در نظر گرفته می‌شوند.

swines are known for their strong sense of smell.

گرازها به خاطر حس بویای قوی خود شناخته می‌شوند.

many people enjoy dishes made from swines.

بسیاری از مردم از غذاهای تهیه شده از گرازها لذت می‌برند.

swines require a balanced diet to grow healthy.

گرازها برای رشد سالم به یک رژیم غذایی متعادل نیاز دارند.

swines can be kept in pens or free-range.

گرازها را می‌توان در آغل یا در فضای باز نگهداری کرد.

there are different breeds of swines around the world.

نژادهای مختلفی از گرازها در سراسر جهان وجود دارد.

swines are often featured in agricultural fairs.

گرازها اغلب در نمایشگاه‌های کشاورزی به نمایش گذاشته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید