swingings

[ایالات متحده]/ˈswɪŋɪŋz/
[بریتانیا]/ˈswɪŋɪŋz/

ترجمه

v. عمل تاب خوردن; شکل حال استمراری تاب خوردن; عمل شلاق زدن; شکل حال استمراری شلاق زدن
adj. فعال; عالی; رنگارنگ; جنسی آزاد
adv. به طور فوق العاده خوب; به میزان زیادی
n. آزادی جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

swingings in motion

حرکات نوسانی

swingings of joy

نوسان‌های شادی

swingings on swings

نوسان بر روی تاب‌ها

swingings and roundabouts

نوسان‌ها و چرخ‌گردان‌ها

swingings of fate

نوسان‌های سرنوشت

swingings of time

نوسان‌های زمان

swingings of nature

نوسان‌های طبیعت

swingings of happiness

نوسان‌های خوشبختی

جملات نمونه

the children enjoyed the swingings at the park.

کودکان از تاب‌بازی در پارک لذت بردند.

she loves the swingings of the playground.

او عاشق تاب‌بازی در زمین بازی است.

we saw many swingings during the fair.

ما تاب‌بازی‌های زیادی را در طول نمایشگاه دیدیم.

he pushed the swingings gently.

او به آرامی تاب‌ها را هل داد.

the swingings made the kids laugh.

تاب‌بازی‌ها باعث خنده بچه‌ها شد.

they set up swingings in their backyard.

آنها تاب‌بازی را در حیاط پشتی خود نصب کردند.

she took her daughter to the swingings every weekend.

او دخترش را هر آخر هفته به تاب‌بازی می‌برد.

the swingings were swaying in the breeze.

تاب‌بازی‌ها در نسیم تاب می‌خوردند.

he enjoys the swingings of the amusement park.

او از تاب‌بازی در شهربازی لذت می‌برد.

we had fun on the swingings all afternoon.

ما بعد از ظهر در تاب‌بازی خوش گذراندیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید