switchbacking

[ایالات متحده]/'swɪtʃbæk/
[بریتانیا]/'swɪtʃ'bæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جاده یا مسیری که به صورت زیگزاگ به خود برمی‌گردد و جهت را تغییر می‌دهد
adj. استفاده از مسیر زیگزاگ با چرخش‌های تند و شیب‌های تند

عبارات و ترکیب‌ها

steep switchback

پیچش تند

narrow switchback

پیچش باریک

mountain switchback

پیچش کوهستانی

hairpin switchback

پیچ مارپیچ

treacherous switchback

پیچ خطرناک

جملات نمونه

a long switchback descent

شیب نزولی طولانی و مارپیچ

The stream switchback through hills and trees.

جریان آب در میان تپه ها و درختان پیچ و مهره می شود.

Even at this hour it was acrawl with men, builders pushing up a new switchback stair to join the remnants of the old.

حتی در این ساعت، مملو از مردان بود، سازندگان در حال بالا کشیدن یک پله مارپیچ جدید برای پیوستن به بقایای قدیمی.

The hikers followed the switchback trail up the steep mountain.

گردشگران مسیر مارپیچ را به سمت بالای کوه تندریق بالا رفتند.

The switchback road was filled with sharp turns and hairpin bends.

جاده مارپیچ پر از پیچ‌های تند و گردش‌های ناگهانی بود.

The switchback route offered stunning views of the valley below.

مسیر مارپیچ مناظر خیره‌کننده از دره پایین را ارائه می‌داد.

The cyclists navigated the switchback descent with skill and caution.

دوچرخه‌سواران با مهارت و احتیاط از شیب نزولی مارپیچ عبور کردند.

The switchback path led us through dense forests and rocky terrain.

مسیر مارپیچ ما را از میان جنگل‌های انبوه و زمین‌های سنگی عبور داد.

The switchback strategy helped the team gain a competitive advantage.

استراتژی مارپیچ به تیم کمک کرد تا از مزیت رقابتی برخوردار شود.

The switchback design of the ski slope made it challenging for beginners.

طراحی مارپیچ پیست اسکی آن را برای مبتدیان چالش‌برانگیز می‌کرد.

The switchback pattern of conversation kept circling back to the same topic.

الگوی مارپیچ مکالمه بارها و بارها به همان موضوع باز می‌گشت.

The switchback nature of the project timeline caused delays and setbacks.

ماهیت مارپیچ جدول زمانی پروژه باعث تاخیر و عقب ماندن شد.

The switchback trail was a test of endurance and determination for the runners.

مسیر مارپیچ برای دوندگان آزمایشی از استقامت و اراده بود.

نمونه‌های واقعی

" What a marvellous switchback! " Lenina laughed delightedly.

چه جابجایی شگفت انگیزی! لنینا با خوشحالی خندید.

منبع: Brave New World

Ascending dramatic switchbacks, we pass a buried house, an eerie reminder of recent lava flows.

در حال صعود به پیچ و خم های دراماتیک، از کنار یک خانه مدفون عبور می کنیم، یادآور عجیب و غریب جریان های گدازه اخیر.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

For I feel as one feels on a switchback railway when the car, instead of sinking, as one has been led to expect, swerves up again.

زیرا من احساس می کنم مانند این که در یک ریل ویل ویلچر احساس می کنم وقتی ماشین به جای غرق شدن، همانطور که انتظار می رود، دوباره به سمت بالا منحرف می شود.

منبع: A room of one's own.

Up South Mountain to Granite Rock, down the steep shortcut to Meadow-of-Blue-Flowers, then straight across the Red Flats to Lightning-Split-Tree, then down the Switchbacks to the Canyon Trail, and on around to the finish line.

به سمت کوه جنوب به سمت گرانیت راک، به سمت کوتاه ترین مسیر شیب دار به Meadow-of-Blue-Flowers، سپس به طور مستقیم از Red Flats به Lightning-Split-Tree، سپس به سمت پایین Switchbacks به Canyon Trail و در اطراف به خط پایان.

منبع: Storyline Online English Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید