swooned

[ایالات متحده]/swuːnd/
[بریتانیا]/swuːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. غش کرد یا هوش خود را از دست داد

عبارات و ترکیب‌ها

swooned over

فتاد به ضعف

swooned at

فتاد به ضعف

swooned away

فتاد به ضعف

swooned back

فتاد به ضعف

swooned in

فتاد به ضعف

swooned upon

فتاد به ضعف

swooned down

فتاد به ضعف

swooned around

فتاد به ضعف

swooned together

فتاد به ضعف

swooned lightly

فتاد به ضعف

جملات نمونه

she swooned at the sight of her favorite celebrity.

او با دیدن مشهور مورد علاقه خود، غش کرد.

he swooned over the beautiful sunset.

او با دیدن غروب خورشید زیبا، غش کرد.

the audience swooned during the romantic scene.

تماشاگران در صحنه عاشقانه غش کردند.

she swooned when he proposed to her.

او وقتی به او پیشنهاد داد، غش کرد.

fans swooned when the band took the stage.

هوادارها وقتی گروه روی صحنه رفتند، غش کردند.

he swooned at the thought of traveling the world.

او با فکر سفر در سراسر جهان، غش کرد.

the crowd swooned with excitement at the concert.

جمعیت با هیجان در کنسرت غش کردند.

she swooned when she received the surprise gift.

او وقتی هدیه غیرمنتظره را دریافت کرد، غش کرد.

he swooned over the delicious meal.

او با خوردن غذای خوشمزه، غش کرد.

the children swooned with joy at the amusement park.

کودکان با خوشحالی در شهربازی غش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید