swooned over
فتاد به ضعف
swooned at
فتاد به ضعف
swooned away
فتاد به ضعف
swooned back
فتاد به ضعف
swooned in
فتاد به ضعف
swooned upon
فتاد به ضعف
swooned down
فتاد به ضعف
swooned around
فتاد به ضعف
swooned together
فتاد به ضعف
swooned lightly
فتاد به ضعف
she swooned at the sight of her favorite celebrity.
او با دیدن مشهور مورد علاقه خود، غش کرد.
he swooned over the beautiful sunset.
او با دیدن غروب خورشید زیبا، غش کرد.
the audience swooned during the romantic scene.
تماشاگران در صحنه عاشقانه غش کردند.
she swooned when he proposed to her.
او وقتی به او پیشنهاد داد، غش کرد.
fans swooned when the band took the stage.
هوادارها وقتی گروه روی صحنه رفتند، غش کردند.
he swooned at the thought of traveling the world.
او با فکر سفر در سراسر جهان، غش کرد.
the crowd swooned with excitement at the concert.
جمعیت با هیجان در کنسرت غش کردند.
she swooned when she received the surprise gift.
او وقتی هدیه غیرمنتظره را دریافت کرد، غش کرد.
he swooned over the delicious meal.
او با خوردن غذای خوشمزه، غش کرد.
the children swooned with joy at the amusement park.
کودکان با خوشحالی در شهربازی غش کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید