swooping

[ایالات متحده]/ˈswuːpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswuːpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل شیرجه رفتن یا حرکت سریع به سمت پایین

عبارات و ترکیب‌ها

swooping bird

پرنده در حال شیرجه

swooping motion

حرکتتی سریع

swooping down

سقوط آزاد

swooping attack

حمله سریع

swooping eagle

بال شیرجه‌رو

swooping hawk

شکارتری که شیرجه می‌رود

swooping gesture

حرکت شیرجه‌ای

swooping flight

پرواز شیرجه‌ای

swooping predator

شکارچی شیرجه‌رو

swooping wings

بال‌های شیرجه‌رو

جملات نمونه

the hawk was swooping down to catch its prey.

باز هم آن شکاری در حال شیرجه زدن برای گرفتن طعمه بود.

the children watched the birds swooping in the sky.

کودکان پرندگانی را که در آسمان در حال شیرجه زدن بودند تماشا کردند.

she felt a rush of excitement as the plane swooping low.

وقتی هواپیما در حال شیرجه زدن به پایین بود، او احساس هیجان کرد.

the superhero was swooping in to save the day.

قهرمان داستان برای نجات روز در حال شیرجه زدن بود.

he saw the bat swooping around the porch at night.

او یک خفاش را دید که شب‌ها در حال شیرجه زدن در اطراف ایوان بود.

the owl was swooping silently through the trees.

بوم تولد به آرامی در حال شیرجه زدن در میان درختان بود.

she enjoyed watching the kites swooping in the wind.

او از تماشای بادبادک‌هایی که در باد در حال شیرجه زدن بودند لذت برد.

the falcon was swooping gracefully over the field.

شاهین با ظرافت در حال شیرجه زدن بر فراز زمین بود.

he felt a thrill as the roller coaster swooping down.

وقتی قطار کوستر در حال شیرجه زدن بود، او احساس هیجان کرد.

the dragon was swooping over the castle in the story.

اژدها در داستان در حال شیرجه زدن بر فراز قلعه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید