swordplant

[ایالات متحده]/ˈsɔːdplɑːnt/
[بریتانیا]/ˈsɔːrdplænt/

ترجمه

n. گیاهی از جنس Echinodorus که معمولاً در آکواریوم‌ها استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the swordplant

گیاه تیغ

swordplant leaves

برگ گیاه تیغ

swordplant varieties

نوع گیاه تیغ

rare swordplant

گیاه تیغ نادر

swordplanting season

فصل کاشت گیاه تیغ

swordplant care

مراقبت از گیاه تیغ

giant swordplant

گیاه تیغ بزرگ

swordplanted garden

باغ با گیاه تیغ

swordplant growth

رشد گیاه تیغ

swordplant bloom

گل گیاه تیغ

جملات نمونه

the swordplant adds a unique touch to my living room decor.

گیاه سیف تأثیر منحصر به فردی به دکوراسیون اتاق نشیمن من اضافه می کند.

i water my swordplant once a week.

من گیاه سیف را یک بار در هفته آب می‌زنم.

the swordplant thrives in indirect sunlight.

گیاه سیف در نور خورشید غیروسطحی به خوبی رشد می کند.

my grandmother has grown swordplants for decades.

مادربزرگ من گیاهان سیف را در دهه ها پرورش داده است.

the swordplant requires well-draining soil.

گیاه سیف نیاز به خاکی با دренیس خوب دارد.

you should repot the swordplant every two years.

شما باید گیاه سیف را هر دو سال یک بار به گلدان جدید منتقل کنید.

the swordplant's leaves can grow quite long.

برگ های گیاه سیف می توانند خیلی طولانی شوند.

i propagated my first swordplant successfully.

من با موفقیت گیاه سیف اول خود را تکثیر کردم.

the swordplant is known for its air-purifying qualities.

گیاه سیف به خاطر خاصیت پاکسازی هوا معروف است.

swordplants are popular houseplants in many countries.

گیاهان سیف در بسیاری از کشورها به عنوان گیاه خانه محبوب هستند.

the swordplant needs moderate humidity to stay healthy.

گیاه سیف برای حفظ سلامتی خود نیاز به رطوبت معتدل دارد.

i placed the swordplant near the window for better light.

من گیاه سیف را نزد پنجره قرار دادم تا نور بهتری داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید